يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۵
 پایگاه خبری بهار
سعدی هم از فردوسی بسیار الهام گرفته است
فردوسی برای ما چه کرد؟
کد مطلب : 115988
گروه فرهنگي: یک اسطوره‌شناس معتقد است: فردوسی با نوشتن اسطوره‌ها در خیال خودش، دوباره ما را شکل داد. به عبارتی فردوسی ما را دوباره متولد و هویت‌مان را بازسازی کرد.

بهمن نامورمطلق  درباره این‌که فردوسی برای ما چه کرده است؟ توضیح داد: اگر دقت کنید، می‌بینید فردوسی شعر نمی‌گوید، اسطوره نمی‌سازد، او پشت شعر و اسطوره، یک ملت را دوباره می‌سازد. در خیال او، اسطوره‌ها نبودند که شکل گرفتند، بلکه ما بودیم که شکل می‌گرفتیم. به همین دلیل، شاهنامه آیینه ماست.او ادامه داد: ما برای دیدن خودمان به شاهنامه نیاز داریم، همان‌طور که به آیینه نیاز داریم.  ما برای دیدن هویت فرهنگی‌مان به آیینه شاهنامه نیاز داریم. به بیان دیگر، ما با کلمات فردوسی دوباره روییدن گرفتیم، رشد کردیم و زاییده شدیم. ما برای این‌که هویت ملی و اجتماعی‌مان را بشناسیم، باید مدام به دیوان حافظ، گلستان سعدی و بویژه شاهنامه فردوسی مراجعه کنیم.

وی اظهار کرد: ما باید فردوسی را آن‌طور که خودش خواسته است، بازخوانی کنیم. فردوسی در عین حال که تاریخ ما را نوشته، ‌اسطوره‌ها و افسانه‌های ما را نیز یادآوری می‌کند. تاریخ و روایت‌های یک قوم، مهم‌ترین عنصر هویتی آن قوم است و حافظه‌ی جمعی یک قوم بهترین شکل هویت و علت همبستگی آن است. فردوسی‌ ملتی را که هویتش در خطر بود و برای همیشه داشت آن را از دست می‌داد، هوشمندانه نجات داد و با یادآوری روایت‌هایش، آن را به‌روز کرد. 

معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی کشور ادامه داد: فردوسی می‌گوید، من را تاریخی، صرفا اسطوره‌ای یا ادبی نخوانید. یک کتاب ترکیبی به شما ارائه می‌دهم، پس آن را ترکیبی بخوانید. خواندن شاهنامه سخت است، چون ما در جهان فعلی عادت کرده‌ایم همه‌چیز را جزیی، موردی و تخصصی مطالعه کنیم. با روش و منش خوانش‌های جدید ونقدهای نو نمی‌توان آن‌طور که باید فردوسی را شناخت. کسی که می‌خواهد فردوسی را بشناسد، باید خودش حکیم باشد تا بتواند حکیم ابوالقاسم فردوسی را بشناسد. اگر بخواهد با یک جنبه صرفا تاریخی، ادبی، اسطوره‌ای یا جامعه‌شناسانه این‌ موضوع را بررسی کند، در بخش‌هایی به خطا می‌رود و بخش‌هایی را به هم تعمیم می‌دهد. 

او گفت: فردوسی می‌گوید «تو این را دروغ و فسانه مدان» یعنی این‌که فکر نکن صرفا دروغ و افسانه است، بلکه باید آن را با خود بررسی کنیم و به رمزهایش پی‌ ببریم. فردوسی می‌گوید برخی روایت‌های من تاریخی و برخی اسطوره‌ای است که با رمز همراه است. اسطوره‌ای که به معنای دروغ نیست، بلکه به روایت نمادین مورد توجه واقع شده است. فردوسی سهل‌ و ممتنع است، هم می‌توان عبارت‌های استفاده‌شده در کتابش را به راحتی درک کرد و هم این‌که بسیار دشوار است، چون در دل همه‌ی آن‌ها رمزی خوابیده است، ظاهری ساده و باطنی عمیق دارند.

نامورمطلق اظهار کرد: فردوسی اذعان کرده، عبارت‌هایی که می‌گوید پیش از این هم گفته شده است «سخن هرچه گویم همه گفته‌اند / بر باغ دانش همه رفته‌اند». او خودش به وجود روابط بینا متنی روایت‌هایش آگهی دارد و آشناست. فردوسی واقعا هر آنچه را که قبلا گفته شده بود، جمع کرد و با ترکیبی تازه ارائه داد که این موضوع مهمی است.

او بیان کرد: هیچ شاعر دیگری نمی‌تواند در بازسازی و احیای هویت ما، جای فردوسی را بگیرد. در واقع شاهنامه، نامه‌ همه‌ی نامه‌هاست. شعر «فریدون فرخ فرشته نبود / ز مشگ و ز عنبر سرشته نبود / به داد و دهش یافت آن نیکویی / تو داد و دهش کن فریدون تویی» من را منقلب کرد، تا جایی که مقاله‌ای با عنوان «‌فریدون منم» نوشتم.

این اسطوره‌شناس افزود: در واقع این شخصیت‌ها نمادهایی هستند که ما خود را بشناسیم. ما می‌توانیم فریدون، ضحاک، کیکاووس، افراسیاب یا رستم باشیم. صحبت‌هایی که فردوسی نقل کرده، برای این است که خودمان را بشناسیم و ببینیم کدام‌یک از شخصیت‌های فراوان شاهنامه هستیم و با شناخت شاهنامه به شناخت خودمان برسیم. آنجا بود که احساس کردم فردوسی تا چه اندازه عمیق سخن گفته است.

نامورمطلق گفت: از طرفی فردوسی می‌گوید، همه‌ی این حرف‌ها زده شده و من می‌خواهم آن‌ها را باز ترکیب و بازنویسی کنم. از طرف دیگری می‌گوید، فکر نکنید حرف‌هایی که من می‌زنم دروغ است و اگر این‌طور فکر می‌کنید به‌دنبال راز و رمز آن بگردید. او خطاب به مخاطب حرف می‌زند و می‌گوید «فریدون تویی» یعنی تو می‌توانی فریدون یا دیگری باشی. پس همه‌ی ما استعداد ضحاک، فریدون یا رستم شدن را داریم و مستعد یکی از شخصیت‌های شکل‌گرفته شاهنامه‌ هستیم. 

او با بیان این‌که بهترین راه شناخت فردوسی، شناخت خدای او است، اضافه کرد: بهترین شناخت هر انسانی، تصویر آن انسان از خداست. هر شاعری به شکلی به نام نامه‌ی خود را شروع می‌کند. برای مثال سعدی با عنوان «به نام خداوند جان‌آفرین» به نام نامه‌اش را شروع می‌کند و جان‌آفرین برایش مهم است، اما فردوسی می‌گوید «به نام خداوند جان و خرد». اگر شما این خدا را با خدای هومر و بسیاری از اسطوره‌شناسانی که در دنیا به تصویر کشیده شده‌اند، مقایسه کنید، متوجه عظمت فردوسی و خدایش می‌شوید.

این مدرس دانشگاه گفت: سعدی هم از فردوسی بسیار الهام گرفته است، همه‌ی شاعران معاصر به‌گونه‌ای از فردوسی الهام گرفته‌اند. زمانی که شما به خارج از حوزه تمدنی ایران می‌روید، تازه متوجه می‌شوید خدای فردوسی نسبت به خدای هومر، پاک و منزه است. بازتولید هویت ایرانی همراه با خردورزی و معنویت ایرانی - اسلامی نزد فردوسی صورت گرفته است. بنابراین اگر فردوسی نبود ما هم نبودیم، همان‌طور که بدون فردوسی، مصر دیگر مصر نیست، مصری که هویت مستقل داشت، چون فردوسی نداشت، هویت سابق خود را از دست داد.

نامورمطلق ادامه داد: سوریه، عراق، تونس و مراکش به‌دلیل نداشتن فردی مانند فردوسی، هویت خود را از دست دادند. در غیر این صورت، به زبان خودشان سخن می‌گفتند و فرهنگ خودشان را داشتند که مغایرتی هم با اسلام نداشت. به‌خاطر وجود فردوسی، تمام شرق جهان اسلام هویت خود را حفظ کرد. مسلمان پاکستانی، زبان پاکستانی دارد و از عربستانی‌ها هم خیلی مسلمان‌تر است،‌ مسلمان افغانستانی زبان خودش را دارد و از مسلمان قطری هم خیلی مسلمان‌تر است. به‌خاطر وجود فردوسی، تنها «ما»ی ایرانی تعریف نشد، بلکه «ما»ی تمام کشورهای اسلامی شرقی تعریف شد.

او اظهار کرد: فردوسی گفت، ما می‌توانیم مسلمان باشیم و زبان و هویت ملی خود را هم حفظ کنیم، حتی ترک‌ها و مردم شبه‌قاره هند هم مدیون فردوسی هستند. اگر امروز می‌توانند به زبان خودشان سخن بگویند مدیون فردوسی هستند، در غیر این صورت چون در شمال‌ آفریقا فردوسی نفوذ پیدا نکرد، همه فکر کردند مسلمان شدن یعنی عرب شدن. فردوسی الگویی داد که می‌توان مسلمان بود و هویت خود را هم حفظ کرد. عظمت فردوسی در اینجاست که فراتر از جامعه ایران در یک گستره‌ی بسیار بزرگ توانست یک مدل خاصی را ارائه دهد و این مدل جواب داد. بنابراین اگر فردوسی نبود، ما نبودیم و خودمان و جامعه‌ی‌مان را نمی‌شناختیم.

این اسطوره‌شناس افزود: با کشته شدن سهراب، ما متوجه شدیم که تا چه اندازه به جوان‌های‌مان ظلم می‌کنیم و چه جامعه سهراب‌کشی داریم. فردوسی به ما یاد داد که باید پدرها از فرزندان‌شان مراقبت کنند، چون ناخودآگاه فرزندان‌شان را ذبح می‌کنند و اجازه بروز و شکوفایی به آن‌ها نمی‌دهند. ما از درس‌های فردوسی استفاده نکردیم. اگر از درس‌های او استفاده می‌کردیم، خودمان را خیلی بهتر می‌شناختیم و بهتر می‌توانستیم موفق باشیم. اگر فردوسی نبود و اسفندیار را در تخیل خودش خلق نمی‌کرد، ما دائم مجبور بودیم بگوییم «پاشنه‌ آشیل» اما حالا می‌توانیم بگوییم «چشم اسفندیار».

نامورمطلق بیان کرد: اگر فردوسی نبود و ضحاک را در ذهن خود خلق نمی‌کرد، ما باید می‌گفتیم «عقده ادیپ» الان می‌توانیم بگوییم «عقده ضحاک» زیرا او هم پدرش را کشت و به جای او بر تخت نشست؛ اما ما متأسفانه از این‌ها استفاده نکردیم. غربی‌ها از اسطوره‌های‌شان برای خودشناسی خوب استفاده کردند. اگر فردوسی نبود و ایرج کشته نمی‌شد، ما از کجا متوجه می‌شدیم که حسد می‌تواند به برادرکشی منجر شود. فردوسی حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت؛ اما ما به حرف‌های او خوب گوش نکردیم. بخش بزرگ همین مایی که داریم، به‌خاطر فردوسی است و فکر می‌کنیم باید دوباره فردوسی را بخوانیم تا دوباره خود را بشناسیم، نه این‌که به ظاهر داستان توجه کنیم و فقط مشغول زد و خورد روایت‌ها باشیم.

او در پاسخ به این‌که فکر نمی‌کنید تاثیر فردوسی روی زبان در افغانستان بیشتر از ایران بوده است؟ گفت: نه این‌طور نیست؛ ایران چون پویاتر بوده، بیشتر در معرض گفت‌وگو بوده است. فردوسی نیامده که جامعه‌ی ما به قیمت حفظ زبانش، جامعه‌ی رشد نیافته‌ای شود. زبان فردوسی، زبان قبل از اسلام نبوده است، بلکه زبان خودش بوده که در آن، عربی و ترکی هم وجود دارد و این ایرادی ندارد. مهم این است که زبان در اختیار رشد انسان قرار گیرد. انسان بتواند با آن حرف‌هایش را بزند و نیازهایش را تعریف کند. 

معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی کشور اظهار کرد: فکر نمی‌کنم ایرانی‌ها نسبت به کشورهای دیگر درباره‌ی فردوسی کم‌لطفی کرده‌اند، زیرا فردوسی رسیدن به زبان نیست، فردوسی می‌خواهد انسان رشد کند و استقلال داشته باشد، انسان ایرانی قوی باشد، اگر قرار باشد انسان، توسعه‌نیافته باشد، مثل افغانستان، آمریکایی‌ها به خاک آن‌ها وارد می‌شوند و هدف فردوسی این نبود. بنابراین هنوز هم ایرانی‌ها بهترین قوم فردوسی‌خوان هستند، چون فردوسی می‌خواهد پیام‌ها و معانی‌اش را برساند نه قالب کلامی‌اش را.

نامورمطلق اضافه کرد: ما باید سعی کنیم به مفاهیم و مضامین روایت‌های شاهنامه برسیم که بخشی از آن، حفظ زبان است و بخش مهم‌تر آن به تکامل انسان مربوط می‌شود. فردوسی هنوز برای ما درباره‌ی خودمان حرف‌های تازه دارد. او می‌تواند عبارت‌ها بسیاری برای ما نسبت به خودمان نقل کند و امیدوارم ما بتوانیم از فردوسی به‌شکل عمیق‌تر استفاده‌ کنیم، زیرا ما به شاهنامه و فردوسی نیاز داریم.نظر آذربایجان و پیرامون-در انتظار بهار:واقعا عجیب است در کشور جمهوری اسلامی ایران  مسئو لانی چنین افکاری دارند اینهمه بزرگنمائی فردوسی وذوب شدن در وی به خاطر چیست ؟ تا قبل از سر کار آمدن رژِیم پهلوی فردوسی در بین حتی باسوادان اندک دوره قاجاری که بعلت همه گیر نشدن سواد آموزی در جهان  جایگاه نداشته در آن دوران  در مکتب خا نه دینی  استادشان اغلب ملا و و(کتاب عم جزء )بود قرآن بود ونهج البلاغه و امکاناتی برای چاب گسترده کتب شاعران نبود و اگر دست نویس هم می شد اغلب در دربار و برخی متمولین انگشت شمار آنرا خرید می کردند . نه روزنامه نه رادیو و نه سایر وسایل ارتباط جمعی مانند امروز وجود نداشت پس امکان شناخت فردوسی توسط مردم عادی فارس زبان وجود نداشته چه برسد به ترکهای ایران حال امثال این جناب تحصیلکرده فرانسه مدعی هستند که فردوسی بود که نگذاشت زبان مردم ایران مانند مصر وشمال افریقا عربی شود عجب نتیجه گیری ساده لوحانه ای از یک تحصیلکرده -تمدن مصر در کناره رود نیل متمرکز شده وبقیه نقاط آن کشور اغلب صحراء بی آب وعلف هست وبه علت متمرکز بودن عمده جمعیت متمدن شمال افریقا در کناره رود نیل تا ثیرات فرهنگی اقوام مهاجم ثمر بخش واقع شده البته همراه با عوامل خاص دیگر از جمله تصمیم گیری روشنفکران دینی مصر به هنگام تصویب قانون اساسی که تصویب کردند زبان رسمی زبان عربی (زبان قرآن )شود (مصر بیشترین حافظان قرآن را حتی در بین تحصیلکردکان دانشگاهی در جهان را داراست  و...) و در واقع عربهای مهاجم نبودند که زبان عربی زبان رسمی در کشورهای شمال افریقا اعلام کردند بلکه این علاقه خود مردم و روشنفکران دینی وغیر دینی آنجا  بود .ضمنا زبان بومیان در شمال افریقا و واحه های مصر هنوز از بین نرفته واغلب مردم هر دو زبان را قادر هستند تکلم نمایند.اما منطقه  فلات ایران با اقالیم جغرافیائی متفاوت  و قومیتهای زبانی مختلف بوده ومی باشد و همواره از شرق آسیا با مهاجرت وحمله اقوام دیگر تحت تاثیر قرار می گرفته ...لذا از این حیث با شمال افریقا قابل مقایسه نیست   و به حاکمیت رسیدن حکومتها ی غزنویان خوارزمشاهیان و... متعاقب آن حمله چنگیزخان مغول و در برهه بعد حمله تیمور و...سایر حکومتهای ترک تاثیرات خاصی درعقب نشینی زبان عربی و حفظ زبان فارسی وبقیه زبانهای ایرانی ایفاء کرده نگاه کنید به زبان بلوچی -ترکی-کردی-طالش-ترکمنی-نیز تا زمان به حکومت رسیدن پهلوی که به تدریج آموزش سرتاسری در دستور کار قرار گرفت در گستره منطقه خود زبان غالب مردم بومی زبان ملی ومادری خودشان بود بوده واکثریت مردم به غیر از برخی افراد باسواد آنهم به علت مراوده یا خدمتگذاری در دستگاههای حکومتی زبان فارسی را نمی دانستند و هم اکنون نیز در برخی مناطق شاهد هستیم پیران سالخورده قادر به تکلم به فارسی نیستند(دربار پادشاهان تورک وغیر ترک ایران برای اینکه اسرار عیاشیها و داستانهای هرزگی دربار توسط خدمه دربار به سپاهیان و سایر طبقات مردم نرسد خدمه دربار از دبیران تا سایر کارمندان و نوکران را از قبایل تاجیک انتخاب می کردند و اکثر شاعران فارس و تورک برای اینکه صله بگیرند اشعار خود را در مدح شاهان ومعشوقه های آنان به فارسی می سرودند که آمار این شاعران به صدها می رسد و...بدینسان زبان فارس به تدریج زبان درباری  گردید  (فارسی دری) ضمنا در ایران نیز از الفبای عربی استفاده می شود -در عصر حاضر نیز علی رغم تبلیغ زیاد فردوسی اکثریت قشر تحصیلکرده خود فارسها نیز به جز چند بیت شعر از شاهنامه را که در کتب درسی دوران مدرسه به خاطر  دارند چیزی از وی نمی دانند ...واشعار حافظ وسعدی ومولوی را بیشتر از اشعار ایشان می شناسنددر جائی نامبرده می پرسد اگر فردوسی نبود وایرج کشته نمی شد ما از کجا میدانستیم حسد باعث برادر کشی می شود  باید به ایشان گفت انسان از ابتدای آفرینش متوجه بود که حسد چیست مگر  پسر حضرت آدم (ع)قابیل برادرش جناب هابیل را   به خاطر حسد به وی نکشته بود مگر شیطان به حضرت آدم (ع) حسد نورزید و... همه استدلالهای وی آبکی و نسنجیده هست چگونه این شخص مدیر شده نمی دانم-البته شعر فردوسی در حد واندازه خود در صحنه ادبیات فارسی جایگاه  خود را داراست . ولی اینکه تحت تاثیر القائات خاص عده ای می کوشند بقای ایران وزبان فارسی وتوسعه آن را به وی نسبت دهند طرحی ساده لوحانه ومنبعث از افکار روشنفکران فراماسون وضد اسلامی دوران پهلوی می باشد و به نوعی دیگر جناب مشائی مشاور رئیس جمهور سابق احمدی نژاد تحت نام اسلام ایرانی تبلیغ می کرد -بقای ایران در شکل واندازه مرزهای سیاسی کنونی وتشکیل آن به علت  رواج مذهب تشیع واتحاد شیعیان عمدتا تورک وفارس ایران می باشد و...-ضمنا توجه کنید به دوران جنگ تحمیلی همه شعارها دینی ومذهبی ومنبعث از فرهنگ عاشورائی بود واینک نیز چنین می باشد وکه نهایتا باعث مطرح شدن ایران در حد یک قدرت بزرگ منطقه ای شده ومقایسه کنید با حمله متفقین به ایران در اثنای جنگ جهانی دوم که ارتش رضاخانی ایران پهلوی با شعارهای ملی  خود چگونه در یک شب مفتضحانه از هم پاشید ...  لذا آقایان گرام با اطمینان کامل به شما می گویم دوران خدایگان ساختن فردوسی بسر آمده بگذارید فردوسی همان باشد که هست نه بیشتر وزیبنده جمهوری اسلامی اینست که اغلب مجسمه های این شاعر را که فراتر از حد در دوران پهلوی نصب شده جمع نمایند . ولازم است یاد آور شوم ورود مکتب جهانی اسلام به سایر مناطق در طول تاریخ  برای تغییر زبان وپاکسازی زبانی در جائی ثبت نشده (لا اکراه فی الدین)حتی توصیه به حفظ زبان و ملیت اقوام شده (در قرآن به صراحت آمده ما اقوام را در رنگها وزبانها و...آفریدیم ودر این کار حکمتی هست وبهترین انسانها باتقواترین آنها هستند)و می بینیم که در اسلام توصیه اکید شده سخنرانیها و آموزش تحصیلی و نامگذاری اماکن در مناطق مختلف به زبان مادری و ملی خود اقوام باشد نمونه اش در روایات به کرات می بینیم ائمه معصومین (ع) با مردم کشورهای مختلف به زبان خود آنها صحبت می کردند همچنین نماز که بالاترین شعائر در اسلام است خطبه های نمازش جمعه و عیدین به زبان مادری ملی مردم خوانده می شود (البته اینک برخی شهرهای تورک ایران ائمه جمعه محترم گاهی بدون هیچ توجیهی قسمتی از خطبه را فارسی می گویند) در خاتمه باید بگویم این فردوسی پرستان و معتقدین نژاد جعلی آریائی که اینک تحت نام اسلام ایرانی تغییر چهره دادند و  از سیاست پاکسازی زبانی و یکسان سازی زبانی (به نفع زبان فارسی )در کشور حمایت می کنند ومروج آن هستند نه مکتب جهانی اسلام


برچسب‌ها: فردوسی, بت سازی, خدایگان, شیعه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 9:55  توسط عبدالحسین  | 

فرشبافیان: کرسی زبان ترکی در دانشگاه تبریز ،توجه کسی را جلب نکرده است!


دکتر فرشبافیان مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات آذربایجان شناسی در دانشگاه تبریز در مصاحبه با خبرگزاری آناج اظهار داشت که جریان غوغاسالار قومی، سعی کرده است واقعیت تدریس زبان و ادبیات ترکی را در دانشگاه تبریز انکار نماید.
به گزارش وب سایت خبری-تحلیلی آذری ها فرشبافیان گفت کرسی زبان ترکی در سال 1386 در دانشگاه تبریز دایر شد و از استاد ادبیاتی که در دانشگاه باکو تدریس می کرد نیز استفاده شد، اما جریان غوغاسالار قوم گرا، به دلیل این که فکر می کرد بهانه از دستش گرفته شده است، ترجیح داد در این خصوص سکوت پیشه کند.
فرشبافیان گفت:
« در سال 86 زبان ترکی را در حجم دو واحد، در کنار واحدهای دیگر دایر کردیم. تا زمانی که دایر نشده بود های و هوی راه می انداختند و زمانی که کلاس برقرار شد، علیه برگزاری کلاس زبان ترکی آذری اقدام کردند. استاد هم کسی بود که اصالتا از آذربایجان  بود و 14سال در دانشگاه های باکو تدریس کرده بود و شخصیت دینی و ملی و آذربایجانی داشت. ادعا داریم که آن استاد در زمینه ادبیات و زبان آذری از تمامی مدعیان زبان و ادبیات آذری وارد تر و خبره تر بود. وی دو سال مداوم تدریس کرد. با کمرنگ شدن حضور این استاد(به دلایل کاری) ما نفری را در این کلاس ها قرار داده ایم که فارغ التحصیل رشته ی زبان و ادبیات آذربایجانی از دانشگاه دولتی باکوست که 4سال است که تدریس می کند.
با این حال دیگر کسی هیاهو نمی کند! کسی نمی آید بگوید همان زبانی را که ما می خواستیم، دارند تدریس می کنند. حال زبان ترکی آذری در چهار کلاس و هر کلاس با ظرفیت 30 الی 40 نفر در دو واحد تدریس می شود».
این استاد دانشگاه که در عین حال از مسئولان دانشگاه تبریز نیز هست، با انتقاد از کتمان این واقعیت و عدم حضور خود افراد قوم گرا در کلاس های درس ترکی پرسید، چرا به برگزاری این کلاس ها و تدریس دو واحد زبان ترکی آن هم از سوی اساتید یا دانش آموختگان دانشگاه باکو اهمیت داده نمی شود؟ وی این امر را ناشی از علمی بودن کلاسها و دوری از حاشیه های سیاسی و جعلیات پان ترکی دانست و گفت:
« سوال من این است که چرا به برگزاری این کلاس ها اهمیت داده نمی شود؟  زیرا کسانی که هیاهو می کردند هدفشان برگزاری این کلاس ها نبود بلکه آن ها می خواستند فرهنگ جعلی به نام آذربایجان شناسی مطرح شود که در این کلاس ها مطرح نمی شود. بلکه فرهنگ و زبان واقعی آذربایجان تدریس می شود».

به گزارش آذری ها دایر کردن این کرسی در 13 سال گذشته و عدم استقبال و بی اطلاعی از آن از سوی دانشجویان از یک طرف و کتمان آن از سوی قوم گرایان غوغاسالار از سوی دیگر نشان می دهد که مطالبه تدریس زبان محلی اولا مطالبه ای عمومی و توده ای نیست و خواسته عده ای از افراد است و دوما آن عده محدود نیز اهداف علمی و زبانی را دنبال نکرده و به دنبال کار سیاسی و ایران ستیزی با پوشش زبان ترکی هستند و هنگامی که متوجه شدند، محیط دانشگاه مکان مساعدی برای این منظور نیست حتی خود نیز از حضور در چنین کلاس هایی امتناع ورزیده و با پنهان کردن آن سالها است که از عدم تدریس زبان محلی و حتی ممنوعیت آن دم می زنند.

تاریخ: سه شنبه 21 مرداد 1393  1:11 AM
زبان و ادبیات ترکی آذری بر اساس مکتب تبریز تدریس می‌شود/ برگزاری دومین جشنواره بین المللی نشان فرهنگی شهریار
  •  مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات آذربایجان‌شناسی دانشگاه تبریز؛

زبان و ادبیات ترکی آذری بر اساس مکتب تبریز تدریس می‌شود/ برگزاری دومین جشنواره بین المللی نشان فرهنگی شهریار

فرشبافیان گفت: دومین جشنواره بین المللی نشان فرهنگی شهریار با حضور پنج کشور برگزار می‌شود.

به گزارش آناج، احمد فرشبافیان در نشست پیش از ظهر امروز با خبرنگاران از برگزاری دومین جشنواره نشان فرهنگی شهریار، در 27 شهریور ماه خبر داد.

وی خاطرنشان کرد: این جشنواره با حضور نمایندگان کشورهای جمهوری آذربایجان، گرجستان، پاکستان، ترکیه و ایران برگزار و به برگزیدگان نشان ویژه شهریار اعطا می شود.

مسئول مطالعات قفقاز در تشریح جزئیات جشنواره، توضیح داد: رونمایی از 15 کتاب چاپ شده (محصول جشنواره اول) و اعطای مدال و تقدیر از پنج نفر برگزیده‌ی دور اول جشنواره از جمله برنامه های جشنواره هستند.

وی تاکید کرد: دومین جشنواره نشان فرهنگی شهریار توسط موسسه تحقیقاتی قفقاز، آناتولی و آسیای میانه (موسسه وابسته به دانشگاه تبریز) و همکاری شهرداری و حوزه‌ی هنری استان برگزار می‌شود.

فرشبافیان افزود: بودجه تخصیص یافته به برنامه‌ی حاضر نسبت به سال گذشته 20 درصد افزایش داشته است.

وی ادامه داد: از جمله بازتاب‌های این جشنواره تشویق صاحب‌نظران و علاقه مندان به حضور پررنگ‌تر در این حوزه و همچنین معرفی جایگاه بین المللی انشگاه تبریز به عنوان یک مرکز مهم علمی و یکی از دانشگاه‌های مادر کشور است.

مسئول سابق جهاد دانشگاهی واحد آذربایجان شرقی ضمن تاکید بر ارتباط ماندگار ناشی از دیپلماسی علمی و فرهنگی، بیان کرد: برگزاری چنین جشنواره هایی نوعی دیپلماسی علمی و فرهنگی است که می‌تواند دیپلماسی سیاسی را نیز تحت الشعاع قرار بدهد.

وی با اشاره به نقش حرکات فرهنگی و علمی در رفع چالش های قومیتی خاطرنشان ساخت: مردم ایران و مردم آذربایجان با یکدیگر مشکلی ندارند بلکه عده‌ای نژاد پرست برخی مشکلات را به وجود می‌آورند و دم از هویت می‌زنند در حالی که هویت ما از اسلامیت، ملیت ایرانی و قومیت آذری تشکیل می‌شود و با حذف یکی از این حلقه‌ها ما هویت خود را از دست می‌دهیم.

مسئول مطالعات قفقاز با اشاره به تشکیل گروه زبان و ادبیات ترکی آذری در دانشگاه تبریز گفت: تمام منابع و دروس مورد نیاز جهت شروع آموزش از مهرماه سال جاری آماده است و بدین منظور از مثل سایر رشته‌ها، از اساتید آکادمیک و دارای مدرک دکتری استفادی کنیم.

وی ادامه داد: ما سعی بر این داریم که کارشناسی ارشد رشته‌ی زبان و ادبیات ترکی استانبولی را از بهمن ماه سال جاری در دانشگاه تبریز ایجاد کنیم که مقطع کارشناسی این رشته نیز در دانشگاه علامه طباطبایی تدریس می‌شود.

مدیر گروه زبان و ادبیات ترکی آذری در دانشگاه تبریز خاطرنشان کرد: این رشته بر اساس الفبای ملی و با لهجه‌ی تبریزی (مکتب تبریز) تدریس می‌شود نه مکتب باکو.

وی در آخر تاکید کرد: قوم گرایان مخالف با تدریس زبان و ادبیات ترکی هستند زیرا در این صورت از کار و کاسبی می افتند-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را----وقتی والدین دانشجویان مشاهده نمایند انتخاب رشته زبان وادبیات تورکی مانند رشته زبان وادبیات فارسی بعد از فارغ التحصیلی فرصت شغلی خوب در آموزش وپرورش یا ...برای فرزندانش خواهد داشت با تحصیل فرزندانش در رشته مورد نظر موافق خواهند بود ولی وقتی مشاهده می کنند با انتخاب رشته زبان وادبیات تورکی (زبان مادری وملی تورکهای ایران) نه تنها شانس برای فرصت شغلی  در پیش روی آنها نیست بلکه باانواع انگها مانند نگاه قوم گرا تجزیه طلب و بیگانه پرست و ...به آنها نگریسته خواهد شد مشخص هست در چنین جوی کمتر دانشجوئی تمایل به تحصیل در این رشته را خواهد داشت وخانواده ها نیز فرزندانشان را از ورود به چنین مهلکه ای باز خواهند داشت (اگر تحصیل در رشته ادبیات وزبان فارسی وسایر زبانها هم فرصت شغلی نداشته باشد شک نکنید به جز تنی چند محقق از آن استقبال عمومی نخواهند کرد)---آقای احمد فرشبافیان تحصیل به یک زبان چه ربطی به قوم گرائی دارد تاریخ گواه است در تاریخ ایران تنها ملیتی که تا به حال دم از قوم گرائی نزده تورکهای ایران هستند وتنها هدف از تحصیل به زبان مادری وملی جلوگیری از نابودی زبان وفرهنگ وفلکلور تورکی ایران زمین می باشد (که این یک حق هست )که با هجوم انواع سیاستهای جهانی سازی امریکائی و پان فارسی قومگرایان فارس ضربات بسیاری برخود دیده و یا آور می شوم از حضرت علی (ع) پرسیدند خلاصه دین چیست فرمود انصاف هست و من در نگاه به تدریس زبان تورکی درایران نگاه منصفانه نمی بینم - ومی دانیم دیگر شرط مسلمانی آن است که آنچه را برخود نمی پسندیم بر دیگری نیز نپسندیم   


برچسب‌ها: تحصیل به زبان ترکی, احمد فرشبافیان, دانشگاه تبریز
+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵ساعت 14:2  توسط عبدالحسین  | 
کد خبر: ۶۲۹۰۵۳
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۰
امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: تو را به پنج چیز سفارش می‌کنم اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن! اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن! اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو! اگر مدحت کردند شاد مشو! و اگر نکوهشت کردند بی‌تابی مکن!

به گزارش مشرق، هفتم ذی‌الحجه سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) است. مرحوم شیخ کلینی(ره) در کتاب «کافی» با اسناد خود از جابر بن یزید جعفی از حضرت امام باقر (ع) چنین نقل کرده است: «جابر گوید: حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام به من فرمود: ای جابر آیا برای تشیّع همین بس است که کسی ادعا کند محبت ما اهل‌بیت را؟! سوگند به خدا که شیعیان ما نیستند مگر افرادی که تقوای خدا پیشه گیرند و او را اطاعت کنند. شیعیان ما شناخته نمی‌‏شوند مگر به تواضع و خشوع دل، و نگاهداری امانت، به زیاد یاد خدا کردن، به زیاد روزه گرفتن، نماز خواندن، احسان به پدر و مادر، مراعات فقرای همسایگان، از حال آنها با خبر بودن، از حال مسکینان و قرض داران و یتیمان با اطلاع بودن، و به آنها رسیدگی کردن، و در گفتار از راستی تجاوز نکردن، و تلاوت قرآن کردن و زبان را از گفت‌وگوی با مردم مگر چیزهایی که راجع به خیر آنها است بازداشتن و افراد امین و مورد اعتماد اقوام خود بودن در همه چیزها.

جابر گوید: عرض کردم ای فرزند رسول خدا ما در امروز کسی را به این صفت که بیان می‏فرمایی نمی‏‌شناسیم.

حضرت فرمود: ای جابر آراء و مذاهب، فکر تو را خراب نکند و تو را در شک نیاورد. آیا برای انسان همین قدر کافی است که بگوید: من علی را دوست دارم و ولایت امر او را قبول دارم و در عین حال، عمل به دستورات او نکند؟ و اگر کسی بگوید: من رسول خدا را دوست دارم- با آنکه معلوم است که رسول خدا از علی بهتر است- در صورتی که عمل به سنت رسول خدا(ص) نکند این محبت و دوستی برای او فایده‏ای ندارد. بنابراین تقوای خدا را پیشه سازید، و به آنچه خدا فرموده عمل کنید.

بین خدا و کسی قرابت و خویشاوندی نیست، محبوب‌ترین بندگان در نزد خدا پرهیزکارترین آنهاست، و عامل‏ترین آنها به دستورات خدا. ای جابر سوگند به خدا بنده‏ای نمی‏تواند به خدا نزدیک شود مگر به فرمانبرداری از اوامر او، و با ما چنین قدرت و اختیاری نیست که کسی را از آتش بری سازیم، و هیچ بنده‏ای بر خدا نمی‏تواند حجتی اقامه کند. کسی که مطیع خدا باشد او دوست ماست، و کسی که گناه کند او دشمن ماست، و کسی را قدرتی نیست که به ولایت ما برسد مگر به عمل صالح و اجتناب از افعال ناپسند.»

* صلوات خاصه امام باقر(ع)

در صلوات خاصه امام باقر که از امام حسن عسکری منقول است، می‌خوانیم:

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ بَاقِرِ الْعِلْمِ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِکَ‏ اللَّهُمَّ وَ کَمَا جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِکَ وَ مَنَاراً لِبِلاَدِکَ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِکَ‏ وَ مُتَرْجِماً لِوَحْیِکَ وَ أَمَرْتَ بِطَاعَتِهِ وَ حَذَّرْتَ مِنْ مَعْصِیَتِهِ‏ فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیَائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ أُمَنَائِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ‏

پروردگارا درود فرست بر محمد بن على حضرت باقر العلوم و پیشواى هدایت و رهبر اهل تقوى و برگزیده از بندگان خاص تو. پروردگارا و چنانکه او را علم و مرجع رشد و هدایت بندگان و چراغ روشن شهر و دیار خود گردانیدى و محل ودیعه علم و گنجینه حکمت خویش و ترجمان و مبین حقایق وحى خود قرار دادى و خلق را امر به طاعت او کردى و نهى و تحذیر از عصیان و مخالفتش فرمودى. پس اى خدا درود فرست بر او درودى افضل از آنچه بر احدى از ذریه پیغمبران و خاصان و رسولانت ‏و امناى وحیت فرستادى اى پروردگار عالم.

 
منبع: فارس برگرفته از شهر خبر

برچسب‌ها: شیعه, نشانه های شیعه, حضرت امام محمد باقر, ع
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 21:32  توسط عبدالحسین  | 
شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۴پایگاه خبری تحلیلی بهار
ما را چه می‌شود که اینقدر مفاسد اقتصادی در جامعه‌ عمومیت پیدا کرده؟
زیباکلام: چرا روز به روز بیشتر و بیشتر در فساد فرو می‌رویم؟
کد مطلب : 115390
گروه سیاسی: صادق زیباکلام در نامه‌ای به رییس‌جمهور از وی سئوال کرده است که جنابعالی بالاترین خدمتی که در مبارزه با فساد می توانید بنمایید آنست که از جایگاه رئیس جمهور کشور این پرسش ابتدایی و ساده را مطرح فرمایید که "ما را چه می‌شود که اینقدر مفاسد اقتصادی در جامعه مان عمومیت پیداکرده است؟" متن نامه را در ادامه می خوانید.
زیباکلام: چرا روز به روز بیشتر و بیشتر در فساد فرو می‌رویم؟
بسمه تعالی
سرور مکرم
جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاست‌محترم جمهوری اسلامی ایران شیدالله ارکانه
با سلام وتحیات ،در آخرین سخن رانیتان برای چندمین بار بگونه ایی بسیارقاطع سخن از ضرورت مبارزه با فساد بمیان آوردید. با این تفاوت که برای نخستین بارضرورت ریشه یابی فساد رامطرح فرمودید و اینکه بدون پرداختن به اسباب وعلل عمیق تر بوجود آمدن فساد، نمی توان با صرف گرفتن، زدن و بستن امید چندانی به پیشرفت در از بین بردن آن داشت.

هنوز سخنان تان در فضا بود که موضوع فساد در"صندوق فرهنگیان" مطرح شد؛ و هنوز کم وکیف پرونده این مورد جدید فساد روشن نشده بودکه باز خبر فساد دیگری آمد. این بار پای شهرداری و برخی از اعضاء شورای شهر به میان آمده بود. البته در این فقره چون پای"خودی‌ها" در میان است سر و صدایی که برای "فیش های حقوقی"براه افتاد اتفاق نخواهد افتاد و برعکس سعی خواهد شد تا موضوع جمع وجور شود. من فرضم بر آنست که جنابعالی در خصوص معضل عظیم فساد صادق هستید و واقعا آنگونه که فرمودید بدنبال اسباب و علل بوجود آمدن و ریشه یابی آن هستید.

تصور می‌کنم جنابعالی هم با بنده هم رای باشید که حجم مفاسد اقتصادی آنقدر در جامعه مان زیادشده که کمتر هفته ایی می‌گذرد که در آن خبر یک فساد اقتصادی جدید بیرون نیامده باشد. جوامع پیشرفته که جای خود را دارند، آیا در هیچ جامعه همردیف خودمان هم آمار مفاسد اقتصادی حتی نزدیک به آمار مفاسد اقتصادی در ایران می‌شود؟

جنابعالی بالاترین خدمتی که در مبارزه با فساد می‌توانید بنمایید آنست که از جایگاه رئیس جمهور کشور این پرسش ابتدایی و ساده را مطرح فرمایید که "ما را چه می‌شود که اینقدر مفاسد اقتصادی در جامعه مان عمومیت پیداکرده است؟" آیا در ساختار ژنتیکی ما ایرانیان کمبودی وجود دارد که این همه تمایل به مفاسد اقتصادی در میان مان رواج دارد؟ یا بقول عباس میرزا به موسیو ژوبرفرانسوی در۲۰۰ سال پیش: "درآبی که می‌نوشیم، در خاک‌مان و یا در آفتابی که بر سرما می‌تابد عناصری وجوددارند" که ما ایرانیان را این همه متمایل به مفاسد اقتصادی می‌نمایند؟ آیا در کشورهای دیگر هم این همه دستگاه، سازمان، نهادهای مراغبتی، حفاظتی، حراستی، بازرسی، نظارتی، تعزیراتی، اطلاعاتی، امنیتی و.... که در نظام ما برای کنترل و مراغبت تشکیل شده، وجوددارند؟ آیا در جوامع دیگر هم این همه دقت، وسواس، بررسی، موشکافی و رسیدگی های عقیدتی، سیاسی، اخلاقی، اطلاعاتی و امنیتی که ما در جریان انتصاب، انتخاب، استخدام و گزینش مدیران‌مان بکار می‌بریم، اساسا وجوددارند و اعمال می‌شوند؟

می دانیم که پاسخ به همه این پرسش ها منفی است. در جوامع دیگر نه این همه دستگاههای عریض و طویل مراقبتی، نظارتی و "مچ گیری" وجود دارند، و نه این همه بررسی، دقت و مته به خشخاش گذاردن بهنگام استخدام و یا عزل و نصب های مدیران و مسئولین شان صورت می‌گیرد؛ مع‌ذالک نه این همه فساد در جوامع شان وجود دارد، و نه مدیران و مسئولین شان این همه مثل ما خطاکار و "کج دست" از آب درمی آیند.

جناب دکتر روحانی بزرگوار
بزرگترین گامی که در جهت مبارزه با فساد و بقول خودتان "ریشه یابی" آن می‌توانید بردارید، طرح همین پرسش ساده است که "مارا چه می‌شود که این همه فساد در جامعه مان بوجود آمده؟" طرح این سئوال باعث می‌شود که بجای رفتن بدنبال آدرس های بیهوده ایی که یک عمر است در مبارزه با فساد بدنبال آنها رفته ایم همچون "ضرورت یک عزم واراده ملی (بمنظور مبارزه با فساد)"؛ "همکاری و هماهنگی میان سه قوه"؛ "برخورد قاطع و انقلابی با مفسدین (تا دیگران درس عبرت بگیرند)"؛"وضع قوانین و اجرای مقررات سخت گیرانه تر"و سایر راه حل های بی حاصل، برای یکبار هم که شده از خودمان بپرسیم که چرا در جوامع دیگر که نه این همه دستگاه های بگیر و ببند دارند، نه این همه اصرار می‌ ورزند که مدیران و مسئولین شان متدین و طرفدار نظام های شان باشند، نه جرمی بنام"مفسد فی الارض"دارند، و نه کسی را به این اتهام تا کنون اعدام کرده اند، یک دهم و شاید یک صدم ما مفاسد اقتصادی ندارند؟

شاید اگر جنابعالی این پرسش را مطرح نمایید سرانجام موفق به این کشف بزرگ شویم که ریشه فساد نه در آب ایران است نه درخاک آن؛ نه ما ایرانی ها بیشتر از دیگران تمایل به فساد داریم و نه مشکل در توطئه های دشمنان نظام است و نه در نبود قوانین و مقررات. مشکل درنظام اقتصادی بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی حاکم برکشورمان است. ظرف ۲۵۰سالی که از انقلاب صنعتی و شکل گرفتن اقتصاد آزاد می‌گذرد تا به امروز حتی محض نمونه یک اقصاد دولتی موفق نتوانسته ظاهر شود. اقتصادفاسد و ناکارآمد دولتی حاکم بر ایران هم نخواهد توانست استثنایی براین قاعده تاریخی شود. تنها محصول موفق اقتصاد دولتی ایران فساد وفساد و بازه فسادبیشتر بوده است.

بیست و هفت سال پیش جناب هاشمی رفسنجانی که قدرت و اقتدارشان بسی بیش ازجنابعالی می‌بود بعلاوه مخالفین شان هم به همان نسبت از مخالفین امروزی شما کم عده وعده ترمی بودند، با یک عزم واراده راسخی به سودای تخریب اقتصاد درمانده دولتی کشور (که آنروز یک صدم فساد امروزی هنوزدرآن ظاهرنشده بود) وارد پاستورشدند.

اما هنوز به نیمه راه ریاست جمهوری شان نرسیده بودند که مجبور شدند سودای اقتصاد آزاد آدام اسمیت را از سر بدر کنند و به همان"سازندگی"بسنده نمایند. هنوز بعد از گذشت سه دهه ایشان متهم هستند که "نسخه بانک جهانی را می‌خواسته اند درکشور اجرء نمایند و الگوی توسعه شان این بوده که ایران را تبدیل به "ژاپن اسلامی" نمایند". واقعا هم باورنکردنی نیست که کسی خواسته باشد چنین ضربه و لطمه ایی به کشورش وارد کرده باشد و آنرا تبدیل به ژاپن نماید. احتمال موفقیت جنابعالی دردست بگریبان شدن با ریشه های عمیق‌تر مفاسد اقتصادی و جایگزین نمودن اقتصاد فاسد دولتی ایران با اقتصاد آزاد ادام اسمیت یقینا و بطریق اولی از آقای هاشمی رفسنجانی هم بمراتب کمتر می‌باشد.

می‌ماند این پرسش که پس چرا می‌نویسم و امیدم به چیست؟ می‌نویسم چون امیدم بحضرت باریتعالی است. می‌نویسم تا جنابعالی را وادار نمایم تا مرتبه بعدی که در تلویزیون ظاهر شدید، به این پرسش مجبور شوید پاسخ دهید که چرا روز به روزما داریم بیشتر و بیشتر در فساد فرو می‌رویم؟ می‌نویسم تا شاید فردا روزی فرزندان مان توانستند گامی را که نسل ما نتوانست بردارد، و نتوانستیم این بنای اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی را از جای برکنیم و برروی ویرانه های آن بنای اقتصاد مدرن و موفق ادام اسمیت را بنا نهیم تحقق ببخشند. می‌نویسم تا نسل های بعدی بدانند که اجدادشان آنقدر ایدئولوژیک زده بودند که اقتصاد آزاد و ژاپن شدن را ننگ و عار می‌پنداشتند.
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
سیزدهم شهریورماه یکهزار و سیصد و نود و پنج-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----آقای زیبا کلام آب در کوزه وشما گرد جهان می گردید علت فساد در تفکر ونگاه سیاسی کنونی به اداره کشور است که من به آن نگاه پان فارسی می گذارم وشما نیز دست پرورده همان تفکر هستید-و فکر می کنم آقای رفسنجانی هم شیفته همان تفکر بوده وهستند. می فرمائید چگونه؟ دولت برای تحکیم وادامه سیاست یکسان سازی زبانی(فارسی سازی) به ناچار سیستم اداره کشور را بصورت متمرکز اداره می کند یا همان سیستم رضاخان پهلوی دیکته شده توسط انگلیس و به آن دوام می بخشد این سیستم یکپارچه در هم تنیده نظارتی اجازه شایسته سالاری را نمی دهد واگر افلاطون وارسطو هم  رئیس جمهور شوند با این سیستم بهتر از این کاری از پیش نخواهند برد -از وقتی که انتخاب شهردار بطور تقریبا نصفه ونیمه به شورا واگذار شد شهرها یک نمودی دارند پیدا می کنند -باید استاندار وفرماندار وبخشدار نیز توسط مردم و یاحداقل توسط شورا انتخاب ونظارت شوند تمام اختیارات معمول مانند اکثریت کشورهای موفق جهان به انها واگذار شود و دولت مرکزی خود را سبک نماید وبرنامه ریزی کلی را انجام دهد تا بدین ترتیب این ادارات و تشکیلات عجیب وغریب در هم تنیده در مرکز آب  رود در آن صورت متخصصین به جای پشت میز نشینی و پاراف کردن دنبال برنامه ریزی وکار آفرینی می روند شایسته سالاری به تدریج نهادینه می شودو شکل می گیرد و دولت سبک شده از این بارهای تحمیلی (بورکراسی اداری بزرگ وبی خاصیت)نجات پیدا کرده و می تواند نظارت کند مدیریت نماید و هدایت کند و بدون شک آنگاه است که فرمایش مقام معظم رهبری در مورد اقتصاد مقاومتی نیز شکل واقعی به خود خواهد گرفت در غیر اینصورت دولتها تا آخر مسئول حقوق دادن ها به کارکنان و اداره کشور بصورت روزمره می شوند و فساد هراز چند گاهی قسمتی از مجموعه کشور را مانند یک ویروس تازه از راه رسیده درگیر می کند ...من به این توضیحات مختصر بسنده می کنم و به شما عرض می کنم چرا توپ را به زمین روسای محترم جمهور می اندازید شما که در هر امری راه حلی دارید چرا دراین مورد راه کار ارائه نمی دهید -به حضرت علی(ع) گفتند چرا شما در هیچ مورد مرتکب اشتباه نمی شوی فرمود من قبل از تصمیم به انجام کاری نگاه می کنم ومی بینم پیشینیان در این قبیل امور چه راه کارهایی را در پیش گرفته بودند ونتیجه آن راه کارها چی بود مواردی را که به شکست منتهی شده بود کنار می گذارم وراه کار هایی که به نتیجه خوب رسیده را بررسی وبهترین آنها را بکار می گیرم  

برچسب‌ها: زیبا کلام, فساد, فرو رفتن در فساد, رفسنجانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 15:28  توسط عبدالحسین  | 
سرویس : قفقاز و غرب آسیا , دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ ۱۱:۴۲:۱۳ شناسه خبر : 1059686

اظهارات جالب توجه مداح مشهور باکویی در ایران :

نیمی از مردم شیعه جمهوری آذربایجان مقلد رهبر انقلاب هستند/ ان شالله روزی برسد که سقف باکو و ایران یکی شود

باکویی اظهار داشت: ان شالله روزی برسد که سقف باکو و ایران یکی شود و ما بتوانیم حجابمان را مثل ایران کنیم. مرجع من حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله تعالی) است و من ایشان را از ته دل دوست دارم. . البته نصفی از مردم شیعه جمهوری آذربایجان هم مقلد حضرت آقا هستند.

نیمی از مردم شیعه جمهوری آذربایجان  مقلد رهبر انقلاب هستند/ ان شالله روزی برسد که سقف باکو و ایران یکی شود

به گزارش تبریز بیدار ، به مناسبت ایام سالروز ازدواج حضرت امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم ، سایت وارث گفت و گویی با حاج سید طالح باکویی ، مداح آذربایجانی ترتیب داده است وی  که با خواندن قطعه  مفاخره مولا امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهم السلام در ایران به شهرت رسید ، صورت گرفته که به شرح ذیل می باشد:


این اولین باریست که در یک هیئت بزرگ و با حضور مداحان بنام ایرانی قرار گرفته است. به رسم مهمان نوازی ایرانیان ، اول مراسم عزاداری با خواندی وی شروع می شود. احساس کردم تمام وجودش سرشار از استرس شده است. خودش می کفت تجربه حضور در یک مراسم عزاداری با این مقدار را ندارد! حدوداً ۴ ساعت مراسم طول کشید!

فارسی را خوب نمی داند. البته سعی خودش را می کند ، اما مجبور شدیم برای گفتگو از مترجم استفاده کنیم. ” سید طالح ” جوانی مودب و موخوذ به حیاست چرا که در اوج خستگی درخواست ما را برای گفتگو رد نکرد و در پایان یک مراسم طولانی  فرصتی ایجاد شد تا برای دقایقی گفتگویی بسیار کوتاه با این مداح آذری زبان داشته باشیم.

س: اولین بار هست که به تهران آمده اید؟

خیر قبلا هم به ایران آمده ام ولی برای اولین بار هست که به هیئت خادم الرضا قم می آیم. به شهر اردبیل و تبریز و هیئت های خیلی مهم هم رفته ام. البته فقط برای عروسی خوانی آمده ام آن هم منظور این است که عروسی هایی که مدح امیرالمومنین علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برده می شده است.

س: نظر شما در مورد مراسمات هیئات در ایران به چه صورت بوده است؟

هیئت ها در ایران بسیار بزرگ و فعال هستند علاقه مند هستم که بیشتر به هیئات در ایران بیایم.

س: یک کلیپی از شما پخش شد که در سالگرد ازدواج حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) خوانده شده بود علی الظاهر و این باعث شد که در ایران شناخته شوید. عکس العمل مردم ایران بعد از پخش این کلیپ چگونه بوده است و همچنین آیا این شناخته شدن در روند کاری شما تاثیری داشته است؟

من ایران را خیلی دوست دارم و ایران از لحاظ مداح محوری بسیار نمونه است. مداح هایی که در آذربایجان هستند از ایران تقلید می کنند مخصوصا از استاد آقای سلیم موذن زاده که ایشان استاد بنده هستند.

س: اگر توصیه ای به مخاطبان ما دارند و اینکه شرایطی که در باکو است و شرایطی که در ایران است را مقایسه کنند. شنیدم که ایشان مرجعشان مقام معظم رهبری هستند. در مورد این قضیه هم توضیحی دهند.

ان شالله روزی برسد که سقف باکو و ایران یکی شود و ما بتوانیم حجابمان را مثل ایران کنیم. مرجع من حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله تعالی) است و من ایشان را از ته دل دوست دارم. دیدم که ایشان شخصی هستند که من می توانم ایشان را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کنم. در بین مجتهدینی که هستند من ایشان را از همه بالاتر می دانم. البته نصفی از مردم شیعه جمهوری آذربایجان هم مقلد حضرت آقا هستند.---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---در مقابل این همه اظهار علاقه واحساس پاک نسبت به ایران و رهبری معظم انقلاب اسلامی توسط مردم شیعه  آذربایجان شمالی متاسفانه برخی جناحهای دولت به روابط گسترده با کشور نامشروع ارمنستان که در قسمتی از اراضی آزربایجان در شمال ارس توسط تزارها بعد از قرارداد ننگین ترکمانچای وگلستان تاسیس شد ادامه می دهند( از جمله در روایات آمده از دلایل غیر محتمل ظهور امام زمان (ع) جنگ سخت بین شیعیان آذربایجان و کفار ارامنه می باشد) و برخی قلم به دستان نا آگاه همچنان تحت تاثیر اطاقهای فکر شونیزم فارس مدعی می شوند شما ل آراز جزئی از آذربایجان نیست که از اینگونه موضعگیریهای نسنجیده زیاد می بینیم ...- در متن بالا توسط مداح مذکور گفته شده ما بتوانیم حجابمان را مثل ایران کنیم  اما واقعیت اینست که حجاب اینک در ایران بنابه دلایلی کمر نگ تر از گذشته شده وحجاب زنان ایران و....که ملاک الگوی دیگر مسلمانان هست حیف است ایران بگذارد حجاب همچنان روبه تضعیف برود چون گناهش دوچندان خواهد شد


برچسب‌ها: حجاب, جمهوری آذربایجان, مقلد, شیعیان آزربایجان
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 13:55  توسط عبدالحسین  | 

تعداد امضاکنندگان نامه تاریخی نمایندگان مجلس به رئیس‌جمهور ایران در راستای تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس ابتدائی و دبیرستان در حال افزایش است.

۱

به گزارش یول‌پرس، یک منبع آگاه در دفتر روح‌الله حضرت پور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی اصل نامه و امضاهای آن را مورد تائید قرارداد.

در همین حال پیش‌تر که تصویری از این نامه منتشرشده بود و تنها ۸ نماینده مجلس ذیل آن را امضا نموده بود، صبح امروز تعداد امضا از بیست گذشت.

این برای اولین بار است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی با جمع‌آوری امضا مشترکا خواهان تدریس زبان و ادبیات ترکی در مدارس می‌شوند.

در ذیل این امضا برخی نمایندگان آذربایجان، نام نمایندگانی از تهران، بجنورد، نیشابور و … دیده می‌شود

لازم بذکر است لیست منتشره ۴۲ نفره نمایندگان ترک مجلس شواری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی مربوط به اعضای فراکسیون نمایندگان مناطق ترک‌نشین است.

photo_2016-08-28_17-26-26

نظرآذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----بو نه سسدی قیرلان زنجیردی سینان قفسدی ...از مرحوم سهند---واقعه تاریخی در حال ظهور است مجموعه ای از نمایندگان تورک مجلس شورای اسلامی در کنار هم اعم از اصلاح طلب یا اصول گرا یا مستقل فدم در راهی گذاشته اند که بدون شک با انجام آن پایه های انقلاب اسلامی مستحکمتر و اندیشه نفوذی پان فارسیسم وشونیزم فارس از دستگاههای دولتی واطاقهای فکر انقلاب اسلامی  بیرون انداخته خواهد شد ومستضعفین جهان نمونه واقعی یک حکومت مردمی وعدالت گستر بر پایه اسلام را مشاهده خواهند کرد الله اکبر نه شرقی نه غربی -ضمنا توجه کنیم برخی از این نمایندگان فاقد جرات لازم سیاسی یا باور سیاسی قلبی جهت قدم گذاردان در چنین پروسه ای هستند اما گسترش جریان هویت طلب تورکهای مسلمان ایران این مسیر را در راستای انقلاب اسلامی هموار نموده است

برچسب‌ها: نمایندگان, مجلس, مجلس شورای اسلامی, روح الله حضرت پور
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 23:30  توسط عبدالحسین  | 
دانشگاه تبریز در رشته ترکی آذری دانشجو می‌پذیرد 1395/05/26 13:59
    دانشگاه تبریز در رشته ترکی آذری دانشجو می‌پذیرد
دانشگاه تبریز در رشته ترکی آذری مقطع کارشناسی از مهر 95 دانشجو می‌پذیرد.

به گزارش آناج به نقل از روابط عمومی دانشگاه تبریز، محمدرضا پورمحمدی اظهار داشت: دانشگاه تبریز از مهرماه سال‌تحصیلی 96-95 از بین متقاضیان در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات ترکی آذری تعداد 40 نفر در دوره روزانه و نوبت دوم دانشجو جذب خواهد کرد.

رئیس دانشگاه تبریز با اشاره به سابقه این امر در دانشگاه تبریز افزود: قبلا گروهی از متخصصان سرفصلهای آموزشی این رشته را بصورت پیشنهادی تدوین کرده بودند. همچنین چندین سال است که درسی با این موضوع در دانشگاه به صورت اختیاری ارایه و تدریس می شد که امسال به رشته ای مجزا تبدیل می‌شود.

وی افزود: باتوجه به سابقه دیرینه و درخشان آذربایجان در اسلام و ارادت به ائمه و اهل‌بیت(ع) در این دیار و نیز ادبیات غنی آن، قبلا سر فصل دروس‌ این رشته از سوی دانشگاه تبریز تدوین و به وزارت علوم پیشنهاد شده بود که با بازنگری و اعلام وزارت می‌تواند اجرا شود.

وی خاطر نشان کرد: کد رشته ‌محل زبان و ادبیات ترکی آذری در دفترچه انتخاب رشته و نیز در ویژه‌نامه سازمان سنجش آموزش کشور منتشر شده است تا داوطلبان بتوانند برای پذیرش در این رشته اقدام کنند.--نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----بدون شک این اقدامی عوام فریبانه و تبلیغاتی هست توجه کنید اگر رشته زبان وادبیات فارسی پشتوانه استخدامی مانند دبیری ادبیات فارسی و...نداشته باشد حتی یک نفر دانشجو در چنین رشته ای برای تحصیل پیش قدم نمی شود چون در روزگار ما هدف اصلی از تحصیل ابتدا  پیدا کردن حرفه وشغل وکسب در آمد  برای تشکیل خانواده و...گذران زندگی در تمام جهان هست -لذا برای ایجاد رشته ادبیات تورکی باید زمینه وانگیزه فراهم کرد وآن امکان  تدریس زبان تورکی در مدارس ابتدائی وراهنمائی و متوسطه می باشد تا دانشجویان به شوق استخدام در آموزش وپرورش به عنوان دبیر ادبیات زبان وتورکی آذری یا به عنوان دبیر تاریخ تورکهای ایران یا مجری تورک در تلوزیون ورادیو و...در انتخاب رشته زبان مادری خود (آنادیلی) رابا شوق واشتیاق انتخاب نمایند ...لذا رئیس دانشگاه تبریز باید توضیح دهد چگونه به عنوان یک دانشگاهی  از انتخاب رشته برای پیدا کردن فرصت شغلی بی خبر هست و به عنوان مسلمان چرا خود را به تجاهل می زند ویا پاسخ دهند این دانشجویان رشته ادبیات زبان تورکی آذری در کجا فرصت شغلی خواهند داشت ؟ لذا با منطق قرآن و نهج البلاغه وسیره ائمه معصومین (ع) وعقل صحبت از ایجاد رشته زبان وادبیات تورکی بدون امکانسنجی فرصتهای شغلی امری عوامفریبانه ومنافقانه برای تحمیق مردم تورک ایران هست وبس و داو طلبین کنکور بدون شک از این موضوع استقبال نمی کنند وهیچ خانواده ای اجازه نمی دهد فرزندش در رشته ای تحصیل کند که در کشور نه تنها هیچ زمینه شغلی در آینده برایش متصور نیست بلکه با نگاه مضنونانه و گاهی امنیتی هم به او نگریسته خواهد شد...


برچسب‌ها: نگاه مضنونانه, نگاه امنیتی, تدریس زبان ترکی, انتخاب رشته زبان ترکی
+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور ۱۳۹۵ساعت 14:3  توسط عبدالحسین  | 

لزوم مرمت آرامگاه دو عاشق اسطوره ای تبریز

قره ملیک یا قراملک محله ای است در شمال غرب شهر تبریز در جاده سنتو بعد محله شام غازان است.

به گزارش ایشیقلی نیوز، قراملک با پنجاه هزار نفر جمعیت که از شمال به روستای خجز زجی از غرب به مایان و کوجوار و از جنوب به لواسان منتهی می شود ، که بین موسیقیدانان قدیمی آذربایجان (عاشیقلار) و ادبیات ترک آذربایجان به قاراملیک مشهور است نام این محله از مالک این منطقه و یا حاکم منطقه قاراملیک گرفته شده است که همان پدر مریم (اصلی) در داستان اصلی و کرم معروف بین ترک ها بوده است.

تاریخ

قراملک محله ای است که به گفتهٔ استاد خاماچی قدمت آن به قبل از قرن نهم هجری (ایلخانیان) برمیگردد لازم به ذکر است که قبل از بوجود آمدن این منطقه روستاهایی از قبیل اصلی کند ، جعوره و چند روستای دیگر(که در اثرزلزله های مهیب تبریز از بین رفتند اما بخاطر اینکه جاده ابریشم از منطقه عبور می کرد و همیشه مرکز تجارت و بازاری برای کالاهای اهالی بود تجدید بنا میشده اند) در بوجود آمدن این منطقه نقش بسزایی داشته اند وجود داشته اند و در واقع همان خانواده هایی بودند که به مرور زمان به این منطقه کوچ کرده اند(خانواده هایی که اصل و نصبا و اصالتا قراملکی هستند همه با هم فامیل میباشند و در واقع همان فرزندان و خویشان قاراملیک و اصلی میباشند) و در واقع تاریخ که برای این محله ذکر کرده اند فقط برای قراملک کنونی بوده و این منطقه قبل از این ها هم بوده است چرا که قاراملیک یک مسیحی بوده است و در داستان اصلی کرم به عنوان قارا کشیش هم معروف است و دخترش اصلی هم که مریم نام داشت گویای این مطلب میباشد (باغی که در این داستان باغ قارا کشیش(قاراملیک) بوده است و کرم در آنجا اصلی را میبیند هم اکنون هم در قراملک پا برجا میباشد که به گوللو باغ معروف است) و همچنین در آن زمان گنجه یکی از شهر های جمهوری آذربایجان شهر حکومتی بوده است در حالیکه ایلخانیان در تبریز و در شنب غازان حکومت می کردند.

قبر اصلی و کرم در این محله در جاده آب و فاضلاب که به باجی گارداش قبری و یا (پیر حسن) بین مردم قراملک معروف است میباشد واقع است که سازمان میراث فرهنگی میتواند با سرمایه گذاری روی این منطقه به رشد توریزم و حفظ آثار باستانی کمک کند(چرا که اصلی کرم در بین آذربایجانی ها – ترکیه – ترکمن ها – قزاقستانی ها – ارمنی ها – گرجستانی ها – مجارستانی ها – بلغارستانی ها و … مشهور است.

Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلی---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار -احیاء این آرامگاه تاریخی -اسطوره ای می تواند همچنین برای احیاء منطقه تاریخی و مستضعف نشین کنونی غرب تبریز پیش در آمدی باشد ودر نهایت با کاوشهای باستانشناسی در شنب غازان تبریز توریستهای داخلی وجهان را بیشتر به تبریز وآذربایجان بکشاند و باعث رونق اقتصادی و...         دوعکس زیر از درون وبیرون مخروبه مقبره مشهور به بابا پیرحسن یا همان اصلی کرم درقرامئلیک تبریز

چارداق خواهر پیر حسن


برچسب‌ها: اصلی کرم, تبریز, قاراملیک, قره ملئیک
+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور ۱۳۹۵ساعت 18:42  توسط عبدالحسین  | 

توافق روسیه و ارمنستان بر سر ارتش واحد

طبق اظهارات آناتولی آنتونوف معاون وزیر دفاع روسیه ، روسیه و ارمنستان به انعقاد توافقنامه ایجاد یگان مشترک نظامی در خاک ارمنستان نزدیک شده اند.

به گزارش ایشیقلی نیوز، این یگان شامل لشگر چهارم ارتش ارمنستان و پایگاه 102 نظامی روسیه درخاک ارمنستان می شود. لشگر چهارم ارتش ارمنستان در مرز با جمهوری خود مختار نخجوان مستقر خواهد شد.

این در حالی است که قبلا گزارش شده بود که روسیه نیروهای نظامی خود را در مرزهای غربی تقویت می کند.

این اقدام در پاسخ به فعالیت فزاینده ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه است.

گفتنی است اتحاد نیروهای نظامی ارمنستان و روسیه، بیش از همه واکنش مسکو نسبت به مناقشه قره باغ در ماه آوریل است که میتوانست اوضاع را در منطقه قفقاز جنوبی بی ثبات کند.

Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلی----نظر آذربایجان و پیرامون -در انتظار بهار---دولت نامشروع ارمنستان بعد از پایان جنگهای دهساله دولت تزاری روس و قاجاریه ایران که منجر به  عقد قرار دار گلستان وترکمانچای و جدائی آذربایجان به دوبخش  شمالی وجنوبی گردید در قسمتی از سرزمینهای شیعه آذربایجان در آنسوی آرس توسط روسیه و حمایت تمام قدرتهای بزرگ مسیحی با همان ترتیبات ایجاد اسرائیل تاسیس گردیده و حیات ارمنستان وابسته به کمکهای روس وامریکاست به نظر من روشنفکران ارمنی به جای دلخوش کردن به این پیمانها بهتر است به این فکر کنندکه آیا  باتخلیه قره باغ و چند ولایت جمهوری آذربایجان همچنین چند ولایتی که در دوره کمونیستی به اراضی آنها اضافه شد و باعث جدائی نخجوان از خاک اصلی جمهوری آذربایجان گردیده آینده بهتری وپایداری در منطقه برای خود جستحو کنند چون روسیه بی تردید در آینده دوباره از درون خواهد پاشید و ارتش یخی آن بخار خواهد شد


برچسب‌ها: ارمنستان, روسیه, آذربایجان, قره باغ
+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور ۱۳۹۵ساعت 18:36  توسط عبدالحسین  |