“شما جوانان – بخصوص – باید روی این نکته توجّه کنید و در نوشتههای مورّخین و گزارشگران مسائل ایران، باید این نکته بیاید؛ که متأسفانه خیلی کمرنگ است یا نیست. آن نکته این است که در جنگ بینالملل اوّل، نمایندگان دو، سه کشور از کشورهای مسیحىِ دنیا، در این حول و حوش حضورِ ضعیفی داشتند. نمایندگان روسها، انگلیسیها و آمریکاییها هم در این استان حضور داشتند. به چه اسمی؟ به اسم معلّم، به اسم پزشک و از این قبیل. درست توجّه کنید! با این که این کشورها در سیاستهای مختلف، به شدّت با یکدیگر معارضه و دشمنی داشتند، امّا در این نقطه از دنیا، ناگهان به فکر افتادند که به کمک یکدیگر، یک پایگاه استعماری به مرکزیّت همین منطقه ارومیه و خوی و ماکو و به وجود آورند. یعنی شبیه آن چیزی که بعدها در فلسطین اشغالی به وجود آمد. منتها آنجا به اسم یهودیگری، اینجا به اسم مسیحیّت!”
به دنبال برگزاری چالش #فراموش_نمی_کنیم (#اونوتمایاجاییق) توسط گروه رسانهای یول در راستای گرامیداشت یاد بیش از ۲۰۰هزار شهید نسلکشی جیلولوق در غرب آذربایجان و همچنین یادآوری صدمین سالگرد این فاجعه دردناک انسانی، برخی از محافل، شخصیتهای سیاسی و مذهبی و همچنین مسئولین از طریق تربیونهای رسمی و غیررسمی گروه رسانهای یول را به سبب برپایی این چالش به قومگرایی و… متهم میکنند. به همین دلیل برخود لازم دانستیم تا با انتشار بخشی از سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب در بیست و هفتم شهریور ماه سال یک هزار و سیصد و هفتاد و پنج در استادیوم تختی اورمیه در خصوص نسلکشی جیلولوق، توجه منتقدین را به فرمایشات آن حضرت در خصوص ضرورت توجه جوانان، مورخین و نویسندگان کشور به این موضوع مهم را جلب نمائیم.
بخشی از متن سخنرانی رهبر انقلاب در جمع مردم غرب آذربایجان
اگر کسی قبل از این دوران؛ یعنی تاریخ نزدیک به زمان ما را هم خوانده باشد و مطالعه کند، خواهد دید که باز هم مردم این استان پر افتخار، در دوران تهاجم قدرتهای بیگانه به این کشور، یعنی در دوران جنگ بینالملل اوّل – که از جمله نکات بسیار مهمّ همین نقطه است؛ آن هم بخصوص در این استان – بهترین امتحانها را دادند. یعنی تجربهای که این استان، در قضایای اواسط جنگ بینالملل اوّل دید و از سر گذراند، یکی از قضایایی است که در سایر نقاط ایران، اصلاً سابقه ندارد.
شما جوانان – بخصوص – باید روی این نکته توجّه کنید و در نوشتههای مورّخین و گزارشگران مسائل ایران، باید این نکته بیاید؛ که متأسفانه خیلی کمرنگ است یا نیست. آن نکته این است که در جنگ بینالملل اوّل ، نمایندگان دو، سه کشور از کشورهای مسیحىِ دنیا، در این حول و حوش حضورِ ضعیفی داشتند. نمایندگان روسها، انگلیسیها و آمریکاییها هم در این استان حضور داشتند. به چه اسمی؟ به اسم معلّم، به اسم پزشک و از این قبیل. درست توجّه کنید! با این که این کشورها در سیاستهای مختلف، به شدّت با یکدیگر معارضه و دشمنی داشتند، امّا در این نقطه از دنیا، ناگهان به فکر افتادند که به کمک یکدیگر، یک پایگاه استعماری به مرکزیّت همین منطقه اورمیه و خوی و ماکو و به وجود آورند. یعنی شبیه آن چیزی که بعدها در فلسطین اشغالی به وجود آمد. منتها آنجا به اسم یهودیگری، اینجا به اسم مسیحیّت!
مردم این استان سالهای متمادی، در کنار جمعی از هم میهنان مسیحی ما زندگی میکردند؛ امروز هم زندگی میکنند؛ در آینده هم زندگی خواهند کرد – مثل برادر و خویشاوند – با هم هیچ مشکلی هم، نه آن روز داشتند، نه امروز دارند و نه در آینده خواهند داشت. یعنی در این استان، تعدادی از هم میهنان ایرانی ما، از آشوری و ارمنی و مسیحیان کاتولیک و پروتستان، حضور دارند؛ آن روز هم بودند. مسلمانان هم با آنها دوستانه، آنها هم با مسلمانان برادرانه و دوستانه رفتار میکردند. بین آنها هیچ مشکلی وجود نداشت. امّا نکته عبرت آموز این است که نمایندگان کشورهای خارجی و استعمارگر، چون دیدند تعدادی مسیحی در این استان وجود دارد، به طمع افتادند که شاید بتوانند با تحریکات مذهبی و فرقهای و دینی، پایگاهی از مسیحیت در این بخشِ از ایران به وجود آورند و این بخش را از ایران جدا کنند.
یکی از امتحانهای سخت برای این استان – یعنی برای ارومیه، سلماس، خوی، ماکو و شهرهای دیگرِ این منطقه – پیش آمد. در همان برهه از زمان و تاریخ بود که نمایندگان دولت آمریکا، دولت روسیه تزاری و دولت انگلیس، در این نقطه، توطئه مشترکی را طرّاحی کردند و فتنه عجیبی به راه انداختند. هزاران نفر از مسلمانان و مسیحیان، در این فتنه، در همین اورمیه و سلماس و بقیه نقاط کشته شدند. من وقتی آنچه را که بر این استان و بر این شهرها در آن برهه گذشته است، به یادم میآورم، قلبم متلاطم میشود. کاری کردند که مورّخ مینویسد: «در اطراف سلماس، دیگر هیچ آبادیای باقی نماند. هزاران نفر در اورمیه کشته شدند. با مردم این منطقه کاری کردند که وقتی عثمانیهای متجاوز وارد مرزهای ایران و وارد اورمیه و خوی شدند، مردم از آنها استقبال کردند»! البته خود آنها هم که آمدند، بعد ظلم و جور زیادی کردند تا بیرون رانده شدند. اما ببینید بر اثر تحریک اروپاییها و آمریکاییها، زیر نامهای موجّه – به اسم کمک به مردم، به اسم پزشک و بیمارستان و مدرسه و امثال آن – آن روز چه بر سر مردم آورده بودند که مردم، از عثمانیهای متجاوز، با آغوش باز استقبال کردند!
بخشی بیانات رهبری در جمع مردم ارومیه در استادیوم تختی (کلیک کنید) – ۱۳۷۵/۰۶/۲۷
لازم به ذکر است منویات رهبری در خصوص نسلکشی جیلولوق و توصیه اکید ایشان مبنی بر ضرورت توجه و پرداختن به این موضوع برای یولپرس فصلالخطاب بوده و منتقدین را نیز به توجه به فرمایشات رهبری و قضاوتها و اظهارنظرهای عادلانه دعوت میکنیم.----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---بارها دیدیم که خیلی از وقایع تاریخی دور ونزدیک معاصر توسط تلوزیون رسمی کشور بازگوئی شده و در خصوص آن از نظر گاههای مختلف سخن رانده شده بدون آن که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای در آن باب سخنی یا توصیه ای کرده باشند اما وقتی معطم له درشناساندن فاجعه جیللولوق که در اقلیم آذربایجان اتفاق افتاده تاکید می کنند ندیدیم که تلوزیون برنامه ای در این مورد داشته باشد در نماز جمعه استانهای کشور بخصوص اقلیم آذربایجان سخنی در سالگرد آن بگویند در کتب درسی کشور به تشریح آن بپردازند یا ندیدیم وزارت امور خارجه این نسل کشی شیعیان آذربایجان ایران را که توسط مسیحیان مورد حمایت دول اورپائی صورت گرفته به جهان معرفی کرده وخواستار شناسائی م محکومیت آن شود-یا در شهرهای شیعه مجسمه های یادبود آن را نصب نمایند آذربایجان انتظار دارد صدای به حق مظلومیت آن شنیده شود و قصد دیگری ندارد آذربایجان همچنان سرباز خط مقدم جبهه تشیع واقعی (اسلام ناب محمدی(ص) است


/figure>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>












/figure>



/figure>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>







