لا فتـی الا علی، لا سیـف الا ذوالفقار

 ساقیا دور باده وئر آچیلدی گول گلدی بهار

ابر رحمت ائیله دی صحرا و باغی لاله زار

ناله چک بولبول کیمی دور رقصه گل دیوانه وار

مست و مستانه بو اسمی سؤیله هردم آشیکار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

بالیغین قارنیندا یونس اولدو چون زار و حزین،

طاقتی طاق اولدو صبری گئتدی اولدو چوخ غمین

حاضیر اولدو اول زامان یانیندا جبریل امین،

سؤیله دی غمدن خلاص اول ائیله بو ذکری همین:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

ماه کنعانی چو ائتدی رنج زندان بیقرار

اولدو زنجیر جفادان جیسم پاکی پاره پار

حددن اؤتدو چونکی محنت تاپمادی بیر غمگسار

اوز دوتوب درگاه حققه، سؤیله دی بی اختیار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

حضرت ایوبی چون ائتـدی بلای حق نزار،

نیش کرمان ائیله دی جان ضعیفین زخمدار

چونکی تابی قالمادی، گئتـدی الیندن اختیار،

تا کی ذکر ائتدی بو اسمی اولدو غمدن رستگار

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

آدمی شیطان چو ائتدی باغ رضواندان جدا 

بی کس و تنها و سرگردان گزیردی  هریانا

بیر طرف حوا فراقی بیر طرف رنج و عنا

عاقبت بو ذکری ائتدی، اولدو هیجراندان رها:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

ایسته دی یاندیرسین ابراهیمی تا نمرود دون

منجنیقه قویدو آتدی نار و نوره سرنگون

تا کی دوشدو آتشه، اول دم او مرد ذوفنون

آتشی ائتدی گولوستان سویله دی بو اسمی چون:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چونکی خیبر قلعه سیندن قالدی عاجز مصطفی(ص) 

نا اومید اولدو که حاصیل اولماز اولدو مدّعا

گلدی تا کی جبرئیل و گئتدی فرمان خدا

سؤیله دی بو ذکری تکرار ائت که گلسین مرتضی(ع):

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

حیدر صفدر قوپاردی چونکی باب خیبری

قیلدی قالخان باشینا اونو ارنلر سروری

ایکی بولدو شیر تک اول دم ده عمر و عشری

سؤیله دی گؤیده ملکلر یئرده انسان و پری:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

دشت ارجینده چو ائتدی شیر، سلمانی اسیر

عاجز و بیچاره قالدی تاپمادی بیر دستگیر

اوز توتوب درگاه حققه آغلادی اول مرد پیر

ظاهیر اولدو اوندا ناگه شهسوار شیرگیر

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چون سلاسیل قلعه سیندن اولدو احمد بیمدار

نازل اولدو پیک رحمان، جبرئیل نامدار

سؤیله دی قوی منجنیقه آت علینی بیقرار

فتح ائدر بیر لحظه ده سؤیله بو اسمی آشیکار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چونکی پیغمبر  احد رزمینده قالدی بی پناه

گوهر دندانی سیندی اولدو حالی چوخ تباه

لشگری بولدو هزیمت گئتدی الدن دستگاه

ذکر ائدیب بو اسم پاکی چکدی جانیندن بیر آه

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

روز اوّل جبرئیلدن تا کی حق ائتدی سؤال،

سن نه کیمسن من کیمم سؤیله جوابیم اولما لال

دئدی سن، سن؛ من منم، اود دوتدو یاندی پرّ و بال

ملتجی اولدو بو اسمه تا کی رفع اولدو ملال

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

ای نباتی! مدح شاهی دایم ائیله آشکار 

تا کی اولسونلار خوارجلر حسددن کور و کار

حاصیل اولدو تا مرادین غافیل اولما زینهار!

سؤیله بو اسم عظیمی دم به دم بی اختیار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 

سید ابوالقاسم نباتی-----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---غدیر بایرامینیز موبارک السون  ای شیعه لر وای محب خاندان  آل محمد (ص) واعتصمو به حبل الله جمیعاولا تفرقوا - بو تانرینین  ائیپی  که  سفارش الونوب اونا چنگ ورون  تا متفرق اولمایون یوز احتمال همان یولدور کی قرآن ونهج البلاغه وائمه معصومین (ع) بویوروبلار  اویولدان گئدون  عدالتی تکجه اوزوزه ایسته میون  بئیر شئیلر کی اوزونوزه یاخشی بولورسوز  همسایه لروزه و آیری موسلمانارا وحتی انسانلارا یاخشی بولون غدیر یعنی قایدیشدور جهاد اکبر سمتینه  حقه بیعت ایلماخ دور نفاقدان اوزاخ گزمکدور معاویه وعمروعاص و... سیاسی روش لریندن اوزاخ اولماقدور  غدیر یعنی  بیر کئسونن بیعت ائیلیون کی مصلحتلره عمل ائیله میوب  قرآنین منطیقینه عمل ائیلیوب و تصمیم توتوب  -حضرت علی (ع) ولایتینده  بیعتینده  ثابئیت اتدملار اودورکی  علی (ع) بایراقین گوتوروب  حیدر کرار تئکین  شوعار وراخ  و عمل ائداخ  تئکجه شوعارلار  قئناعت  ائتمیاخ----غئدیر بایرامیز  موبارک السونمی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۸ساعت 14:55  توسط عبدالحسین  | 

نتشار:  یک‌شنبه 27 مرداد 1398  ::  13:04   

صلاح الدین خدیو:

«آذربایجان مرزی» طمع سیاستمداران برای بهره برداری از تعلقات هویتی است

سرویس آذربایجان غربی- فعال اجتماعی "صلاح الدین خدیو" گفت: نام استان آذربایجان "مرزی" بیشتر به یک شوخی و مطایبه شبیه است، که تعجب همگان را برانگیخته، البته ریشه در یک امر جدی دارد و آن هم تعلقات هویتی مردم آذری زبان این سامان و طمع سیاستمداران برای بهره برداری از آن است.

به گزارش کردپرس، «طرح تشکیل استان آذربایجان مرزی اعلام وصول شد!» این خبری بود که امروز از سوی یوسف نژاد، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی مطرح شد، متعاقب آن واکنش‌ها نیز شروع شد .

"صلاح‌الدین خدیو" تحلیلگر سیاسی از مهاباد در گفتگو با سایت خبری "واکاوی" گفت: تشکیل استان آذربایجان مرزی بیشتر به یک شوخی و مطایبه شبیه است. در ادامه این گفت و گو می خوانید؛

در تقسیمات کشوری که اکنون وجود دارد شاهد وجود دو استان به نام‌های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی وجود هستیم، و اتفاقا هر دو نیز با کشورهای همسایه مرز مشترک دارند، ایجاد استانی جدید با نام "آذربایجان مرزی" تا چه میزان می‌تواند جدی باشد؟

نام استان آذربایجان "مرزی" بیشتر به یک شوخی و مطایبه شبیه است، چرا که دو استان آذربایجان شرقی و غربی در حال حاضر با کشورهای خارجی هم مرز هستند و حتی آذربایجان غربی تنها استان ایران است که با چهار کشور همسایه هم مرز است. این شوخی و مطایبه که تعجب همگان را برانگیخته، البته ریشه در یک امر جدی دارد و آن هم تعلقات هویتی مردم آذری زبان این سامان و طمع سیاستمداران برای بهره برداری از آن است.

ترکها هنگام تقسیمات استانی دوست ندارند نام آذربایجان از واحد جدیدالتأسیس برداشته شود، نمونه آن انتزاع استان اردبیل در اوایل دهه هفتاد بود که ابتدا قرار بود نام آن به آذربایجان مرکزی تغییر یابد و اصرار فراوانی هم بر این قضیه صورت گرفت ولی در نهایت به سرانجام نرسید. زیرا مقارن با آن جمهوری آذربایجان با مرکزیت باکو از شوروی سابق منفک و اعلام استقلال کرد و به لحاظ امنیتی این نگرانی بوجود آمد که همنام بودن دو منطقه جغرافیایی در دو سوی رودخانه ارس به لحاظ داشتن پیوندهای فرهنگی و قومی ممکن است مناسب نباشد و اینگونه شد که استان جدید اردبیل نام گرفت.

البته اکنون برخی بر این باورند که ایران آن زمان اشتباه کرد و نباید آذربایجان را بی قید و شرط به رسمیت می شناخت. همانطور که در کثیری از منابع قدیم تاریخی و جغرافی آمده به سرزمین شمالی ارس، نام "اران" اطلاق شده و ایران باید به رسمیت شناختن آذربایجان را به تغییر نام آن به "اران" مشروط می کرد. نظیر سیاستی که دولت یونان در برابر مقدونیه تازه استقلال یافته از یوگسلاوی سابق در پیش گرفت، مقدونیه با وساطت سازمانهای بین المللی نامش اینگونه ثبت شد "جمهوری مقدونیه ی یوگسلاوی سابق" و این نام ۲۵ سال برقرار بود تا اینکه چند ماه قبل دو کشور مصالحه کرده و این پسوند حذف شد.

آذربایجان یک استان چند قومیتی و چند فرهنگی است، پیشینه و پیوند تاریخی کُردها و تُرک‌ها را می‌توان یک پیوند عمیق نامید، با این وجود دو شهر خوی در شمال و مهاباد در جنوب این استان همواره مطرح بوده، این رقابت از کجا شکل گرفت؟

استان آذربایجان غربی رسما در سال ۱۳۱۶ و از به هم پیوستن پنج شهرستان ارومیه، خوی، مهاباد و بیجار و مراغه تأسیس شد. بعدها مراغه به آذربایجان شرقی، بیجار هم پس از چند تغییر به کردستان پیوست. مهاباد اما جزو آذربایجان غربی ماند. شهرستان مهاباد یا مکریان منطقه وسیع جغرافیایی گسترده‌ای بود به شمول سردشت، پیرانشهر، اشنویه، نقده، میاندوآب، شاهیندژ، تکاب بوکان و حتی سقز و بانه که به مرور شهرستان‌های جدید از مهاباد جدا شدند.

بنابراین در استان آذربایجان غربی در شمال، خوی و در جنوب، مهاباد شهرهای اصلی بودند و از دیرباز بحث تبدیل دو شهر خوی و مهاباد به استانی مجزا مطرح بوده است. بحث مهاباد با توجه به عدم تجانس قومی، مذهبی و فرهنگی آن با استان همیشه جدی تر بوده و حتی قبل از انقلاب مقدمات کار از جمله تأسیس مجتمع عظیم کشت و صنعت، ایجاد صدا و سیما، بیمارستان و کارهای مطالعاتی احداث فرودگاه و دانشگاه انجام شد.

اما سیر حوادث در اوایل دهه‌ی شصت نه تنها این مسیر را تغییر داد بلکه سرنوشت به گونه‌ای رقم خورد که این منطقه عملا از لحاظ شاخص‌های عمرانی و توسعه‌ای ایزوله و نسبت به شمال در موقعیتی قرار گرفت که امروز شاهد آن هستیم.

در ماه‌های منتهی به انتخابات اعلام چنین طرحی به چه معناست!؟ آیا می‌توان گفت مسأله اساسی در آذربایجان غربی تبدیل آن به دو استان مجزاست!؟

این طرحی که امروز هم اعلام وصول شده، عمدتا جنبه تبلیغاتی دارد و از شهرهای اصلی شمال استان یعنی ماکو و سلماس هیچکدام مایل به همراهی با آن نیستند. اکنون وضعیت آذربایجان غربی بسیار پیچیده تر از قبل از انقلاب است. میان شمال و جنوب و مرکز یک شکاف عظیم توسعه ای اتفاق افتاده است. علاوه بر این به نسبت رژیم گذشته این استان به رده های پایین توسعه سقوط کرده و جزو استانهای محروم و رده آخر کشور محسوب می شود.

اکنون مسأله‌ی کُردها تنها در جنوب استان مطرح نیست. ما قبلا مدعی بودیم که "کردستان مکری" بدون در نظر گرفتن شاخص‌های فرهنگی و ویژگی‌های تاریخی، جمعیتی و سیاسی، حتی نوعی خودمختاری داشته و بعضا از لحاظ اداری با تهران و تبریز مرتبط بوده اما در پیوستن به ارومیه، این پیشینه لحاظ نشده و ارتباط سیاسی و معنوی خودرا با مرکز کشور از دست داده و شرایط بغرنجی بر آن حاکم شده است.

اکنون مساله فقط این نیست. ایلات و قبایل کُرد شمال و غرب استان که یکجانشینی شان نسبت به ایلات آذری دارای قسمی تاخیر زمانی بود، در دهه ‌های اخیر به سرعت شهرنشین شده و بافت شهری را در ارومیه، ماکو، سلماس، خوی و …تغییر داده اند. بخشهای عظیمی از اینها در حال تبدیل به طبقه متوسط هستند و همگی خواهان مشارکت نهادی می باشند، اما طرح‌ها و زیرساخت‌های لازم برای این تحولات عظیم فراهم نشده و تنش‌ها و اصطکاک‌هایی که رخ می‌دهد محصول این عدم آمادگی هاست. این مسائل قبل از انقلاب به این شکل وجود نداشت. ما شاهد یک توسعه نابرابر هستیم که محصول یک نگاه نابرابر است و متعاقب آن چنین شرایط و موقعیت ناگواری به لحاظ زیست اجتماعی و انسانی و روابط بین اقوام بوجود آمده که همگی میوه سیاست‌هایی است که در سی تا چهل سال گذشته اتخاذ شده است.

با نگاهی به آمار سرانه ها در شمال و مرکز استان به لحاظ شاخص‌های توسعه و مقایسه آن با جنوب متوجه خیلی از تفاوت‌ها خواهیم شد. در شمال استان شهرستانهای متعددی با جمعیت مراکز فرماندری ۱۵ تا ۲۵ هزار نفر تأسیس شده که به لحاظ ردیف‌های بودجه‌ای توان جذب اعتبارات بیشتری دارند، چنین تحولاتی به لحاظ تقسیمات کشوری در جنوب استان دیده نمی‌شود.

شهرهایی مثل مهاباد و بوکان به عنوان دو مرکز عمده شهری با ۵۰۰ هزار نفر جمعیت با حداقل سرانه‌های درمانی، آموزشی، ورزشی و … را با سرانه‌های ارومیه، سلماس و خوی مقایسه کنید. همچنین تعداد فرودگاهها و دانشگاههای دولتی در جنوب که نسبت به شمال صفر است.

اخیرا در مورد زبان آذری و کُردی در ارومیه بحث هایی شکل گرفته است، چرا برخی نمایندگان هیچوقت در قبال چنین مواردی موضع نمی‌گیرند؟ اما برای تشکیل یک استان جدید که می‌تواند بحث های قومیتی را عمیق‌تر کند اقدام می‌کنند؟

موضوع زبان که اشاره کردید و در روزهای اخیر جنبه‌هایی از آن هویدا شد گویای وضعیت فرادستی و فرودستی و روابط قدرت در استان است. وضعیت در این استان به گونه‌ایست که نه زبان فارسی بلکه زبان آذری زبان قدرت و حاکمیت است. این به معنای آن نیست که فرضا ترکی زبان شهر و کردی زبان روستا و ایلات است. اتفاقا فرم نوشتاری و ادبی کردی سورانی که در جنوب استان یک میلیون گویشور دارد، پس از فارسی از هر زبان دیگری در ایران پیشرفته و متعالی تر است. اما حضور این زبان در عرصه های غیرر رسمی فرهنگی به معنای حضور آن در عرصه قدرت نیست. این قاعده به طریق اولی شامل کردی کرمانجی هم می شود که در ارومیه و شمال استان رایج است و موقعیت غریب تری از کردی سورانی دارد.

ترکیب قومی و مذهبی آذربایجان غربی پیچیده تر و متنوع تر از نگاه رایج است. گروهبندی عمده به لحاظ زبانی و قومی تُرکی و کُردی و گروهبندی اصلی مذهبی هم شیعه و سُنّی است. اما در کنار اینها آشوری، ارمنی، مسیحی، کُرد شیعه‌ و تُرک سنی، اهل‌حق، گوران و … حضور دارند، اما متأسفانه فرودستی و فرادستی بر مبنای گروه بندی عمده و غالبی است که ذکر شد.

می توان ادعا کرد الحاق بخشی از کردستان در دوره پهلوی اول به استانی که آذربایجان نام گرفت و انتخاب مدیران کشوری و لشکری از میان قوم و مذهب غالب، منشأ مشکلاتی شد که تا به امروز ادامه دارد. ما در مسأله فرادستی قومی با پدیده‌ی این "همانیِ فرادستی قومی با حاکمیت و دولت مرکزی" روبرو هستیم، در این استان دولت مرکزی یعنی زبان تُرکی و قومیت تُرک.

جالب است زمانی که بحث اقلیتها و مطالبات قومی هم مطرح می‌شود، برای کردها و یا دستکم برای کردهای شمال استان وضعیت پیچیده "اقلیت در اقلیت" بوجود می‌آید و این شمال را در موقعیت بغرنج‌تر و ضعیف‌تری قرار می‌دهد. نمونه اش دوران حکومت های خودمختار در مهاباد و تبریز است. اعلام خودمختاری در تبریز و تصمیم فرقه دمکرات پیشه وری برای قراردادن مکریان در داخل حکومت آذربایجان بدلیل قرار گرفتن آن در مرزهای اداری آذربایجان غربی، کردها را در برابر این چالش قرار داد که اگر قرار است "تابع" باشند، تهران را انتخاب می کنند نه تبریز را! سپس با عجله دنبال دستور کار مختص به خود رفتند و پس از آن مدام بر سر نواحی کردنشین ارومیه و سلماس درگیر بودند.

بعدا در بهار و تابستان ۱۳۲۵ هم که ابتدا پیشه وری و سپس قاضی محمد برای تثبیت موقعیت دی فاکتوی خود به مذاکره با قوام پرداختند، طرف ایرانی ـ آذری با انگیزه هایی متفاوت از مساله مرزهای اداری آذربایجان غربی برای تحت فشار قراردادن کردها استفاده کردند.

شهروندان آذربایجان از چه راهی می‌توانند به یک توسعه مناسب برسند؟ آیا راه آن ایجاد استان جدید است؟ اگر بله، این راه از خوی می‌گذرد یا مهاباد!؟

اگر روزی تقسیمی در استان صورت بگیرد باید از جنوب استان آغاز شود. این جنوب استان است که حداقل‌های توسعه را به خود ندیده است و تداوم این توسعه نیافتگی منشا بحرانها و مسائل حادتری خواهد شد.

به صورت کلی باید گفت سیاست هویت در آذربایجان غربی و تعریف آن با مولفه های هویتی معنایی جز تأکید بر نزاع و کشمکش و مالا نزاع و عقب ماندگی آن ندارد، ولی اگر روی ایده‌ی توسعه و پیشرفت آذربایجان غربی وحدت داشته باشیم چاره‌ای نداریم جز اینکه بحث‌های هویتی را تعدیل و روی توسعه تأکید کنیم به شرطی که به الزامات توسعه پایبند باشیم. اگر به توسعه ایمان بیاوریم، باید به تقسیم برابر امکانات، تسهیل سرمایه‌گذاری در همه‌ی بخش‌های استان، تعدیل تبعیض‌ها و نابرابری‌ها و تخصیص بودجه‌های جبرانی برای تلافی عقب ماندگی‌هایی که در جنوب و غرب استان هستند باور داشته باشیم. همچنین در زمینه مدیریت استان باید به بی عدالتی های فعلی پایان داده و مبنا را شایسته سالاری قرار دهیم، نه پارامترهای قومی، مذهبی و جنسیتی.

شما وقتی به زیان شهرهای دیگر ارومیه را به یک متروپل خدماتی و تجاری تبدیل می‌کنید و با تأسیس ده بیمارستان و دهها مرکز درمانی، پاراکلینیکی، تجاری و تفریحی آن را یک مقصد مهاجرتی جذاب می‌سازید و شهرهای دیگر را که زمانی هم طراز آن بودند، در توزیع امکانات و ثروت و مدیریت نادیده می گیرید، بعدا حق ندارید فریاد واتشیعا و واآذربایجانا سر بدهید!----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-----برخی آقایان دست به قلم  کردستانی  فریاد مظللومیت  خود را سر می دهند  آقایان دست به قلم فارس  در همه تحلیلهای  وسیاسی خود اکراد را  برادران خونی خود اعلام می کنند  ومعتقدند  هر دوی آنها آریائی  و  زبان کردی  را گاها شاخه زبان فارسی می پندارند خوب زبان (مادری) ملی مردم شهرهای آذربایجان ترکی  می باشد  اما ما ندیدیم به جز در محاوره بایکدیگر ترکی صحبت کنند  شما به گونه ای نوشتید که آدم غیر آشنا خیال می کند در مدارس به زور به اکراد زبان ترکی آموزش می دهند به خود ما در مدارس می گویند به سو بگوئید آب به دده بگوئید پدر داداش- در دوره قاجاریه  جمعیت منطقه  فعلی آذربایجان غربی  تحقیقا هفتاد وپنج  درصد ترک وپانزده درصد کرد بوده  همانطوریکه خودتان  به درستی اشاره کردید ایلات وعشایر کرد  بعدا شهر نشین شدند - نام قدیمی مهاباد  ساوجبلاغ  بود وبه دستور رضاشاه  به هنگام تغییر اسامی ترکی شهرها  و سایر مناطق طبیعی وروستائی  اقلیم آذربایجان به مهاباد تغییر یافته  با نگاهی به سابقه اطراق عشایر کرد متوجه می شویم اغلب آنها  از مناطقی  چون شرق ترکیه کنونی و شمال  عراق به آذربایجان کوچیده یا کوچانده شدند  و در این  مهاجرت ها  که گاها  با چپاول بوده  باعث کوچ اجباری  مردم ترک زبان در طول یکصد وپنجاه سال اخیر از جنوب  آذربایجان غربی شده  شاید هم اکنون خیلی از کردهای ساکن در این مناطق  همسایگان قدیمی ترک خود را به خاطر دارند  همان وضعیتی که در کرکوک عراق رخ داده - اما مسئله توسعه یافتگی-  مگر  بودجه  کشور وطرحهای عمرانی از تهران تقسیم نمی شود ودر مجلس شورای اسلامی  تصویب نمی گردد  شما چرا  به گونه ای  جلوه می دهید که مردم عادی کرد زبان خیال نمایند این  مثلا ترکهای ارومیه هستند که  بودجه را تقسیم می کنند   و  فرضا به مناطق کرد نشین بودجه کمتری پرداخت می کنند استاندار  هر استانی در کشور با دستور وزیر کشور  منصوب ودستور دولت را اجرائ می کند  - مگر به آمار دسترسی ندارید  بر اثر بیکاری  و....اینک اگر به درستی  آمار جمعیت مهاجر تورک زبان  با موالید آنها  را  که در یکصد سال اخیر به علل بیکاری و...و به خارج از اقلیم آذربایجان مهاجرت کردندتخمین بزنیم  کمتر از جمعیت ساکن تورک زبان اقلیم آذربایجان نیست  به نظر من حق دولت مرکزی می باشد که  حتی هزار استان در  اقلیم آذربایجان تاسیس نماید  امور امنیتی  و نظامی حق حاکمیت است  اما مسئله اینست که نام تاریخی شهرها و روستاها که در دوره پهلوی به فارسی تغییر پیدا کرده به ترکی برگردانده شود وطاغوت زدائی گردد  ضمنا نام  تاریخی آذربایجان محفوظ بماند  بنویسند استان اردبیل یاخوی یا زنجان یا مهاباد  آذربایجان ایران نام تاریخی آذربایجان باید محفوظ بماند وامیدوارم شما این حق را قائل باشید در نقشه ایران عزیز تا ببینیم  خدا در آینده چه می خواهد و  انشالله همه کارها به گونه ای پیش برود که رضایت خدا با آن باشد والا عقیم خواهد بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۸ساعت 14:43  توسط عبدالحسین  | 

گزارش و تحلیل

18:36 31.05.2019(به روز شده 18:40 31.05.2019)دریافت لینک کوتاه

 

 

المارمحمد یاروف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان اخیرا به روزنامه نگاران ارمنستان، گفت که تحریم های آمریکا و فشار گسترده بر ایران، ارمنستان را در محاصره قرار خواهد داد.

تفسیرگر اسپوتنیک، ولادیمیر ساژین، خاورشناس مطرح روس که حوادث جاری را با دقت دنبال می کند در این رابطه نوشت: روزنامه نگاران آذربایجان این ایده وزیر را توسعه داده تأکید کردند که دوستی ایران با ارمنستان#mce_temp_url# می تواند به سبب خصومت فزاینده ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، به جمهوری اسلامی ایران، گران تمام شود.

ساژین ادامه داد: در قرن بیست و یکم میلادی، وضعیت سیاسی در قفقاز از پیچیدگی روابط دوجانبه و چندجانبه ایران با سه جمهوری شوروی سابق — آذربایجان، ارمنستان و گرجستان و به ویژه روسیه و ترکیه متمایز است. در عین حال نباید نفوذ نظامی و سیاسی کشورهای خارج از منطقه ایالات متحده، اتحادیه اروپا و اسرائیل را فراموش کرد. امروز در باره مناسبات ایران و ارمنستان صحبت می کنیم.

 

 

 

روابط ایران و ارمنستان به تاریخ باستان ریشه دوانده است. اولین تشکیلات دولتی ارمنستان و ایران در قرن ششم — هفتم پیش از میلاد، یعنی تقریبا 3000 سال پیش، ظاهر شد. قلمرو و نظام های این سامان تغییر می کرد، اما دولت های مسکون به قوم ارمنی و ایرانی در این سرزمین با گذشت زمان برای ابد دوام داشتند.

 

در خودآگاهی دو قوم ایرانی و ارمنی ایده بصورت محکم پا برجا شده بود که پشت سر پارس ها و ارمنی ها یک فرهنگ باستانی قرار دارد که نباید از آن صرف نظر شد و این یکی از توضیحات وجود روابط فرهنگی استوار و احترام گذاشتن به خصوصیات ملی و مذهبی همدیگر است.

در حال حاضر در ایران، جمعیت بیش از 200 هزار نفری ارمنی بسر می برد. در عین حال، ارامنه ساکن ایران دارای حقوق مهمی هستند. طبق قانون اساسی ایران، حضور نمایندگاه این قوم در مجلس شورای اسلامی و در شوراهای محلی تضمین شده است. چندی پیش، کارینه گِوورکیان، شرق شناس روسیه، به رادیو اسپوتنیک ارمنستان گفت که در سال 2018 در ایران یک زن جوان ارمنی را به عنوان رئیس بخش مالی شرکت نفت ایران منصوب کردند.

 

 

ارمنستان پل میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا و ایران

جامعه مسیحی ارمنی بزرگترین جامعه مسیحی در ایران است. حدود 200 کلیسای ارمنی و حدود 30 مدرسه ارمنی در سرتاسر کشور وجود دارد. برخی از دانشگاه ها دارای کرسی های زبان و فرهنگ ارمنی هستند. در ایران کتاب ها و مجلات به زبان ارمنی منتشر می شود. باشگاه های تئاتر و فرهنگ و جوامع ورزشی و باشگاه ارامنه به طور فعال در جمهوری اسلامی کار می کنند. ارامنه جمهوری اسلامی ایران فعالانه در فعالیت های اجتماعی و سیاسی کشور شرکت می کنند.

 

طبعا، ارمنی های ایران دارای روابط دائمی با جمهوری ارمنستان هستند که بدون شک روابط ایران و ارمنستان را در سطح کشور تقویت می کند. البته، ایران و ارمنستان از نظر بزرگی مساحت قابل مقایسه نیستند، اما، تاریخ و ژئوپولیتیک فعلی نشان می دهد که آنها به یکدیگر نیاز دارند.

چند شاخص برای مقایسه: ایران، جمعیت و جایگاه در جهان: 83 میلیون، 17؛ ارمنستان: 3 میلیون، جایگاه: 137. ایران، محصول ناخالص ملی در سال: 1640.0 میلیارد دلار، 18 در جهان، ارمنسان به ترتیب: 28.34 — 136، ایران، محصول ناخالص سرانه: 20.1 هزار دلار، 89 در جهان، ارمنستان به ترتیب: 9.5 هزار دلار — 142؛ هزینه های دفاعی (درصد نسبت به محصول ناخالص ملی): 5 درصد 8 در جهان، ارمنستان: 4.2 درصد 15 در جهان.

 

 

 

 

ایران به ارمنستان علاقه مند است، زیرا، اولا همانطور که قبلا اشاره شد، یک جامعه با نفوذ ارمنی در کشور بشدت فعالیت می کند. دوم، تبار ارمنی در بسیاری از کشورهای جهان نمایندگی دارد. این امر به جمعیت ارمنی در ایران امکان می دهد که در کشورهای غیر دوست برای ایران نقش میانجیگری ایفا کند و از طریق لابی های با نفوذ ارمنی در آن کشورها به گرفتن تصمیم های سودمند برای تهران نایل آید. سوم، قلمرو ارمنستان، به عنوان کشور همسایه، برای ایران به عنوان یک راهرو به شمال (از طریق گرجستان) و به سمت روسیه اهمیت دارد، که در شرایط ژئوپلتیک امروز برای تهران مهم است.

 

ایران نه تنها به خاطر جمعیت ارمنی ساکن ایرن در مناسبات خوب با ارمنستان ذیعلاقه است. ایران شیعه موضع نسبتا متعادل در مورد مناقشه قره باغ میان مسیحیان ارمنستان و شیعیان آذربایجان را اشغال کرد و از همسایه همدین حمایت نکرد و در پیوند با فرمت مینسک، از فعالیت گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، پشتیبانی می کند.

روابط بازرگانی و اقتصادی فعلی بین ارمنستان و ایران برای ایروان به یک حلقه نجات تبدیل شد. به یاد بیاوریم که ارمنستان بسته شده توسط آذربایجان و ترکیه از دو طرف، تنها دو راه خروجی به جهان دارد: در مرز با گرجستان و ایران. بنابراین اهمیت ایران برای ارمنستان بسیار بالا است. مرز ارمنستان و ایران که از طریق رود ارس عبور می کند، کوتاه ترین برای دو کشور و تنها 35 متر است. با این وجود، برای ارمنستان و ایران اهمیت زیادی دارد. از طریق آن، تمام روابط تجاری و اقتصادی دو کشور و نیز گردشگری انجام می شود. پس از همه، ایرانیان (و نه تنها ارمنی ها) از ارمنستان با لذت زیادی دیدن می کنند. در سال های اخیر، برنامه های اقتصادی مختلف بین ارمنستان و ایران اجرا شده است. یکی از اولین پروژه ها، یک پل بر روی رود ارس است، همچنین دو خط ناقال ولتاژ بالا ساخته شده و خط سوم در دست ساختمان است.

 

 

 

ارمنستان تنها کشوراتحادیه اوراسیایی اقتصادی EAEU است که با آن مرز زمینی دارد، بنابر این ارمنستان در همکاری این اتحادیه با ایران نقش کلیدی دارد که به آن فرصتی برای تقویت روابط خود با ایران می دهد. در ماه مه 2018 توافق موقت بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ایجاد منطقه آزاد تجاری امضا شد. بین این اتحادیه 180 میلیونی و ایران 80 میلیونی امکان متحد شدن بازار دو طرف بوجود آمد.

 

ولی برای ایروان و تهران زمان های جدیدی فرا رسیده است. در سال 2018، "انقلابی مخملی" در ارمنستان بوقوع پیوست، در نتیجه نیکول پاشینیان نخست وزیر انتخاب شد. سیاست داخلی تغییر کرده است. در مورد سیاست خارجی می شود گفت که آن در رابطه با ایران، تغییرات خاصی ندارد و احتمالا نخواهد داشت. در شرایط کنونی، روابط حسن همجواری ایروان و تهران در حکم نیازمندی حیاتی است.

در این رابطه، دیدار رسمی نیکول پاشینیاان در ماه فوریه 2019 به ایران شایان توجه است. در جریان این دیدار، مذاکرات سران برگزار شد، و رهبر ایران، آیت الله خامنه ای، که همیشه مهمانان خارجی را به حضور نمی پذیرد، رهبر ارمنستان را به حضور پذیرفت و دیدارشان در محیط نسبتا گرم برگزار شد، هر دو طرف بر اهمیت روابط دوجانبه تأکید کردند و آمادگی خود را برای تلاش برای تقویت آنها ابراز نمودند. در پایان سال 2018، گردش کالا بین ارمنستان و ایران به 364 میلیون دلار رسید که بالاترین رقم از سال 1991 است. ولی سطح همکاری اقتصادی پتانسیل کامل طرفین را منعکس نمی کند.

اهمیت ویژه دیدار نخست وزیر پاشینیان به ایران این است که ایران تحت تحریم های آمریکا قرار دارد. در واقع، در همان سال انقلابی برای ارمنستان در سال 2018، آمریکا ایران را تحت فشار بی سابقه قرار داد. علاوه بر این، "تحریم های ثانوی" آمریکا علیه همه کشورها، اشخاص حقوقی و افراد کشورهای خارجی اعمال شد که جرات کردند روابط با ایران را حفظ کنند. این به معنی یک چالش برای ارمنستان بود که تا حد زیادی وابسته به ایران بود.

لازم به یاد بیاوری است که در اکتبر سال 2018، جان بولتون مشاور امنیتی رئیس جمهور آمریکا از ارمنستان، آذربایجان و گرجستان دیدن کرد تا از طرح های آمریکا برای انزوای بیشتر ایران حمایت کنند. نخست وزیر پاشینیان در یروان به بولتون گفت که آمریکا اعمال تحریم ها علیه ایران را فعالانه انجام خواهد داد، بنابراین مرز ارمنستان و ایران "یک مشکل بزرگ" است. پاشینیان به بولتون پاسخ داد: "ما به خواست ها و منافع ملی هر کشور احترام می گذاریم، اما ارمنستان دارای منافع ملی خود است که همواره با منافع و ایده های کشورهای دیگر مطابقت ندارد." واشنگتن همواره به همکاری ارمنستان با ایران تحمل پذیربوده است. چنین سیاستی به طور کلی ناشی از درک موقعیت ژئوپلیتیک و مهمتر از آن وضعیت جغرافیایی و اقتصادی ارمنستان است که بدون روابط گسترده با ایران دستخوش فروپاشی اجتماعی و اقتصادی خواهد شد. علاوه بر این، همانگونه که قبلا اشاره شد، در واشنگتن، به ویژه در کنگره آمریکا، لابی ارمنستان دارای مقامات با نفوذ است که به نفع مخالفان ایران در روابط با ارمنستان نیست. عدم وجود تحریم های آمریکا علیه ارمنستان این ادعا را تایید می کند.

 

 

همانطور که می دانید، یکی دیگر از " " بزرگ ایران علاوه بر آمریکا، اسرائیل است. واضح است که اورشلیم از تقویت روابط ارمنستان و ایران استقبال نمی کند و این را در ایروان به خوبی درک می کنند. تقریبا بلافاصله پس از دیدار نخست وزیر پاشینیان از ایران، گریگور آوانسیان معاون وزیر امور خارجه ارمنستان از اسرائیل بازدید کرد، جایی که وی همچنین در مورد باز کردن سفارت اسرائیل "برای برقراری روابط کیفیتا جدید و در سطح بالاتر" بحث و گفتگو کرد. هیئت ارمنستان همچنین مسائل مربوط به دیدار عنقریب نخست وزیر ارمنستان نیکول پاشینیان و وزیر خارجه ارمنستان، زهراب مناتساکانیان، از اسرائیل را مورد بحث قرار داد. به احتمال زیاد، ایده اصلی فعالیت های سیاست خارجی نخست وزیر پاشینیان و دولت او تحمل در روابط با کشورهای خارجی: با مسکو، با تهران، با واشنگتن، با بروکسل و با اورشلیم است.-----

 

بنابراین می توان گفت که "انقلاب مخملی" در ارمنستان و تحریم های بزرگ آمریکا علیه ایران و شرکای آن بر وضع پدید آمده در روابط میان ارمنستان و ایران تاثیر نمی گذارد. بعید است که مرز ارمنستان و ایران زمانی بسته شود.

در این رابطه می توان گفت که محاصره مطلق ارمنستان، همانطور که توسط روزنامه نگاران مطرح می شود، غیرممکن است. علاوه بر این، ارمنستان کوچک، با پیروی از سیاست خارجی چند بعدی، دارد به عامل مهم در تامین امنیت در قفقاز جنوبی تبدیل می شود.

در پایان به یاد می آوریم که در ارمنستان فقط بیش از 3 میلیون نفر زندگی می کنند و تعداد ارمنی ها در دیگر کشورها بیش از 8 میلیون نفر است. آنها در 55 کشور جهان زندگی می کنند. جمعیت ارمنی در روسیه حدود 2 میلیون و در آمریکا بیش از یک و نیم میلیون و در فرانسه 700 هزار نفر و در ایران 200 هزار نفر است.----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----نویسنده این مقاله با دلایل وشواهد می خواهد نشان بدهد که  دولتین روس وامریکا و فرانسه  وایران  هر کدام به نحوی ودلایلی از دولت ارمنستان در جنگ با کشور شیعه مذهب جمهوری آذربایجان حمایت می کنند  و این مقاله  از این جهت مهم است که یک  فرد غیر ایرانی  و  غیر ارمنی وغیر اهل جمهوری آذربایجان نوشته شده  --خواننده این مقاله بدون تردید نتیجه گیری  می کند ارمنستان  با توجه به این  پشتیبانی  آشکار وپنهان  به اراضی  اسلامی قره باغ و....حمله ور شده و آنجا را تصرف کرده  -اما موردی که هیچ تردیدی در آن نیست  این  جنگ  فرسایشی به نفع مردم ارمنی   نبوده ونیست  و.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۸ساعت 12:13  توسط عبدالحسین  | 

یخ مخابره : پنج شنبه 24 مرداد 1398 | ساعت : 09/25

ارتش جمهوری آذربایجان

در این پیشروی ها بلندی ها و سرزمین های وسیعی آزاد گردیده و ارتش آذربایجان هم اکنون در حال تحکیم مواضع خود در این مناطق تازه آزاد شده است.

ایشیقلی نیوز: ارتش جمهوری آذربایجان دیروز در منطقۀ قازاق بدون تیراندازی و درگیری به پیشروی پرداخته است. در این پیشروی ها بلندی ها و سرزمین های وسیعی آزاد گردیده و ارتش آذربایجان هم اکنون در حال تحکیم مواضع خود در این مناطق تازه آزاد شده است.

نکته قابل توجه در این پیشروی ها این بود که اقدام نظامیان آذربایجان هیچگونه واکنشی از طرف ارتش ارمنستان در پی نداشته و ارتش جمهوری آذربایجان کاملاً بر مواضع اشغالگران ارمنی مسلط شده و انتظار می رود هر آن درگیری های گسترده ای در منطقه صورت گیرد.

دفتر مطبوعاتی ارتش جمهوری آذربایجان با انتشار این خبر، اعلام کرد به زودی جزئیات و تصاویر بیشتری از این پیشروی ها منتشر خواهد کرد.

Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلی----نظر  آذربایجان و پیرامون -در انتظار بهار---به نظر من جمهوری آذربایجان  یک سید حسن نصرالله حزب اللهی لبنان را نیاز دارد  همانگونه که این سید  اصیل  اسرائیل را در مخمصه نابودی قرار داده  وهر آن  یهودیان اشغالگر  خواب فرود هزاران موشک بر سرشان را می بینند  یک سید حسن نصرالله آذربایجانی را اگر خداوند عنایت کند و برای آذربایجان بفرستد  اشغالگران خان کندی  ایروان و...اشغالگران منا طق آذربایجانی  دیگر را  دچار واهمه بکند  و آنگاه به عنوان  یکی از سربازان  امام زمان (ع)منطقه آذربایجان     برای دوران ظهور  خود سازی نماید ( اسلامگرایان فعلی آذربایجان نباید اجازه دهند اطاقهای فکر خارج از آذربایجان  برای آنها تصمیم بگیرند  تا   کارشان  رونق بگیرد متاسفانه  اکنون  مواضع کلیدی آنها  همه  تجزیه وتحلیل  بد خواهان  آذربایجان است  که  حتی باعث شده دشمن تاریخی آذربایجان یعنی ارمنستان  برای آنها دل بسوزاند  آنها باید به صراحت بکویند تمامی ارمنستان جزء لاینفک سرزمینهای تاریخی آذربایجان است  به مرگ بگیرند تا دشمن به تب راضی شود           )     روشنفکران  عاقل ارمنی سران ماجراجوی  خود را وادار کنند   دست از اشغالگری بردارند   و آلت دست  قدرتهای  استعماری نباشند  پیروزی آذربایجان دیر وزود دارد  اما سوخت وسوز ندارد عقل این را می گوید روایات آخرالزمانی رسید ه از  معصومین (ع) این را می رساند  پس با نام الله اکبر به پیش  قوش دا  گئچه بیلمز  اسلامی آذربایجانین سنگریندن  الله اکبر


برچسب‌ها: آذربایجان مقدس, وطنیمیز, اوتماخ بیزیم حقیمیزدور, قازاق
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۸ساعت 14:32  توسط عبدالحسین  | 

چالش‌های مناطق دوزبانه با طرح بسندگی فارسی

کد خبر : 24346 |

تاریخ مخابره : پنج شنبه 10 مرداد 1398 | ساعت : 11/01

طرح تست بسندگی فارسی

دولت روحانی از نخستین دولت های پس از انقلاب است که در زمینه زنده نگه داشتن زبان های مادری و گویش های محلی ایران اقدامات درخور توجهی انجام داده است، اما پیشنهاد «تست بسندگی زبان فارسی» از سوی یکی از معاونان وزارت آموزش و پرورش، اعتراضات زیادی را برانگیخته و فعالان اجتماعی، نمایندگان مجلس و مسئولان محلی این پیشنهاد را مقابله با زبان های مادری دانسته اند.

ایشیقلی نیوز: پیشنهاد طرح «تست بسندگی زبان فارسی» جنجال زیادی به پا کرده است؛ تا جایی که یک نماینده مجلس گفته با این اقدام نادرست در مورد قومیت ها، برخورد می شود. اما ماجرا چیست؟ ظهر شنبه، ۲۹ تیر مردی از روستاهای مشکین شهر به اداره آموزش و پرورش این شهرستان مراجعه کرده بود و التماس می کرد اجازه دهند کودکش در مدرسه ثبت نام کند. داستان از این قرار بود که کودک وی نتوانسته بود به سؤالاتی که جهت تست بسندگی فارسی از او شده بود، به فارسی پاسخ دهد. مدیر مدرسه از ثبت نام وی خودداری کرده و معرفی نامه ای جهت ثبت نام وی در مدرسه کودکان استثنایی صادر کرده بود. پدرش برای خواهش و تمنا به اداره آمده بود. در آنجا نیز به وی گفته اند کاری از دستشان برنمی آید و کودک باید مراحل بسندگی فارسی را سپری کند. این روایت یک شهروند بود. برای صحت و درستی این موضوع، ایرناپلاس به بررسی بیشتر موضوع پرداخته است. ابتدا نگاهی به طرح بسندگی زبان فارسی بیندازیم.

چالش های مناطق دوزبانه؛ زبان مادری یا ملی؟

خرداد ماه سال جاری، رضوان حکیم زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: «با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی، اضافه کردن بررسی میزان آمادگی زبان فارسی در طرح سنجش سلامت در دستور کار قرار خواهد گرفت و روی آن کار می کنیم. اکنون سنجش به صورت اختیاری برای پنج ساله ها و به طور محدود برای چهارساله ها نیز انجام می شود، اما اگر بتوانیم سنجش را دو سال عقب ببریم، امکان مداخلات بهتری فراهم می شود، البته لازمه آن این است که دوره پیش دبستانی را هم دو سال قبل از کلاس اول داشته باشیم.» حکیم زاده گفته بود: «تعدادی از بچه هایی که در مناطق دو زبانه کشور زندگی می کنند، به دلیل ناآشنایی با زبان فارسی برچسب دیرآموز می خورند که پس از مدتی مشخص می شود مشکل یادگیری ندارند و فقط به دلیل ناآشنایی با زبان فارسی است که در یادگیری با چالش روبه رو هستند.» اما ماجرا طوری دیگری دارد پیش می رود. حالا خانواده هایی به مخالفت با این طرف برخاسته اند. این خانواده ها می گویند بر اساس این طرح، آموزش و پرورش، فرزندانشان را فقط به این دلیل که به زبان فارسی مسلط نیستند، به مدارس استثنایی می فرستد.

اگر رد شوند، باید به مدرسه استثنایی بروند

منیر حسینی، مادر یکی از کودکانی که از او تست بسندگی زبان فارسی گرفته شده است به ایرناپلاس می گوید: «این وضعیت برای فرزند من پیش آمده و چنین اتفاقی در شهر ما رخ داده است و کسی از این موضوع خبر ندارد. در زمان ثبت نام، مدیر مدرسه به من گفت ابتدا فرزندت باید سنجش و تأیید شود بعد او را برای ثبت نام بیاورید. او توضیح کاملی به من نداد و گفت فقط سنجش شنوایی، بینایی و… است. بعد از چند روز با من تماس گرفته شد و گفتند حتماً باید ساعت هشت صبح در محل سنجش حاضر باشید، در غیر این صورت جریمه می شوید و باید ۱۵ هزار تومان هزینه سنجش را پرداخت کنید. این تماس از طرف بخش سنجش مدرسه استثنایی ماکو بود.»

اگر دیر می رسیدیم باید ۱۵ هزار تومان پرداخت می کردیم

این مادر ادامه می دهد: «تنها من نبودم و چند خانواده دیگر نیز به این وضعیت معترض بودند و عقیده داشتند صبح زود با وجود خواب آلودگی، از بچه چه آزمونی می خواهند بگیرند؟ وقتی تمام شد و برگه ها را به سرپرست دادم، به من گفتند حتماً بار دوم هم تشریف بیاورید. تعجب کردم! گفتند نتوانسته به سؤالات خوب جواب بدهد. اگر بچه ها بار دوم در سنجش رد شوند، باید آنها را در مدرسه استثنایی ثبت نام کنیم.»

از این به بعد در مدرسه به جای «اولدوز» باید بگویی ستاره

وی افزود: «اسم مدرسه، مدرسه استثنایی امید بود. استرس داشتم و نگران بودم. ثبت نام فرزندم در مدارس استثنایی را نوعی توهین می دانستم. خود من کاردانی مربی کودک دارم. فرزند من بار دوم بعد از سنجش تأیید شد. سؤال کردم مگر بار اول چه سؤالاتی از فرزند من شده که او را رد کرده اند؟ خانم مربی دلخور شد و گفت: هیچ خانواده ای به اندازه شما سؤال نمی کند. گفتم من حق دارم بدانم. دختر من می گفت: خانم از من پرسیده است: شب در آسمان چه می بینی؟ من به او گفتم: اولدوز (ستاره، به زبان ترکی). خانم گفت: از این به بعد در مدرسه باید بگویی ستاره. دختر من جواب داده بود ولی من ستاره نمی بینم، من اولدوز می بینم.»

به ترکی می توانست اما به فارسی نه!

همچنین محسن عبداللهی، پدر یکی دیگر از بچه هایی که در این طرح شرکت کرده است، به ایرناپلاس می گوید: «من در آذربایجان غربی و شهرستان شوط در منطقه آزاد ماکو زندگی می کنم. این اتفاق برای فرزند من هم افتاد. حدود یک هفته پیش پسرم را برای سنجش سلامت جسمانی بردم و خانمی که با بچه ها فارسی حرف می زد، از او تست شنوایی، بینایی و… گرفت. اگر با این منطقه آشنا باشید می دانید که اینجا همه ترک هستند و با هم ترکی حرف می زنند. حتی در ادارات همه ترکی حرف می زنند. خانم مربی با ما ترکی حرف می زد، ولی با بچه ها فارسی حرف می زد. سن فرزند من را پرسید. بچه که به ترکی درست جواب می دهد به فارسی نتوانست جواب بدهد. در مورد اینکه چه غذایی می خورد و چه چیزی نباید بخورد از او سؤال کرد. در مورد مسواک زدن و رنگ مسواکش و… از او سؤال کرد و کاملاً مشخص بود که فقط می خواهد بداند فرزند من می تواند فارسی حرف بزند یا نه؟ فرزند من تا جایی که می توانست فارسی حرف می زد و هر جایی که نمی توانست با حرکت سر، بله و خیرش را می گفت و هر جا نمی توانست جواب نمی داد.»

با طرح بسندگی زبان فارسی برخورد می شود

پیشنهاد معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با مخالفت برخی نمایندگان مجلس هم روبه رو شده است و اعتراض برخی از نخبگان فرهنگی و قومی کشور را در پی داشت. محمد اسماعیل سعیدی، نماینده تبریز و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، طرح بسندگی زبان فارسی را اقدامی نادرست در مورد قومیت ها خوانده و به ایرنا گفته است که با آن برخورد خواهد شد. به گفته سعیدی، همه نمایندگان در واکنش به ورود تست بسندگی زبان فارسی به سنجش سلامت نوآموزان متفق القول هستند و با این موضوع برخورد خواهند کرد. نماینده تبریز در مجلس همچنین گفت: «هوش و ذکاوت هر فردی که این موضوع بی اهمیت را مطرح کرده است، مشکل دارد؛ هر کس این را گفته، حرف غلطی زده است، زیرا بسندگی زبان فارسی هیچ ارتباطی با توانمندی های افراد ندارد.» این نماینده مجلس دلیل آورده است: «در برخی موارد حتی افراد تحصیل کرده هم نمی توانند به درستی به یک زبان تکلم کنند؛ در همین آذربایجان استعدادهای درخشانی در سطح بین المللی داریم که شاید به زبان فارسی هم مسلط نباشند. نمی توانیم بگوییم این افراد به دنبال تحریک قومیت ها هستند، اما به نظر می رسد برخی واسطه ها این هدف را دنبال می کنند تا از احساسات قومیت ها سوءاستفاده کنند.»

با این طرح، کودکان غیرفارس، یک زبانه می شوند

به اعتقاد فعالان مدنی آذربایجان، طرح بسندگی فارسی که با شعار عدالت آموزشی شروع شده است، عدالت آموزشی را زیرپا می گذارد. طرحی که کودکان غیرفارسی زبان را دوزبانه می نامد و از چهارسالگی کودک را مجبور می کند به زبان فارسی حرف بزند، در غیر این صورت باید در مدارس استثنایی آموزش ببیند تا عقب ماندگی اش برطرف شود. با نگاهی به تاریخ می بینیم که در زمان پهلوی هم آموزش و پرورش قصد داشت کودکان شیرخوار را از مادرانشان جدا کند تا به آنها فارسی بیاموزد. دوزبانه بودن برای غیرفارس ها شبیه یک اتهام است که نباید غیرفارس باشد.

به منشور حقوق شهروندی و اصل ۱۵ قانون اساسی برگردیم

در منشور حقوق شهروندی ریاست جمهوری از اصل عدم تبعیض و تساوی همه افراد و گروه ها بدون هرگونه ملاحظه ای از جمله قومیت، از حفظ کرامت و احترام به شخصیت دانش آموزان و از حفظ حریم خصوصی انسان ها سخن گفته شده است. به نظر می رسد این طرح حداقل در اجرا برعکس این منشور عمل می کنند، چون به طور واضح خانواده های غیرفارس را مجبور می کنند به زبان فارسی با کودکان خود حرف بزنند تا عقب مانده نشوند.

به دستاوردهای دولت پشت پا نزنید

با این حال، حکیم زاده در دفاع از این طرح گفته است که اجرای این طرح برای مقابله با زبان مادری نیست. او تأکید کرده است: «وزارت آموزش و پرورش نه تنها مخالفتی با زبان مادری ندارد، بلکه از برنامه های جدی این وزارتخانه حفظ زبان مادری است.» در هر صورت، طرح بسندگی زبان فارسی برای دانش آموزان اول ابتدایی در حال اجراست. حال که تفاوت زبان خانواده (مادری) و زبان مدرسه (ملی) به مانعی برای ثبت نام کودک تبدیل شده، زبان خانواده در چشم کودک بی اعتبار خواهد شد و کودک امروزی که تحصیل کرده فرداست، از زبان و فرهنگ خود دورتر خواهد شد. به نظر می رسد دولتی که پیش قراول توجه به زبان های مادری در ایران بود و در استان کردستان و آذربایجان کرسی های رسمی آموزش زبان های محلی دایره کرده است، نباید اجازه دهد با این طرح ها دستاوردهایش برباد برود.

Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلی

مطالب مرتبط :-----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----وقتی می گوئیم مرگ بر  (اولملیسن اولملی ) امریکا واسرائیل و بنی امیه وداعش و وهابی و. وطالبان و.....بخاطر  خود بزرگ بینی  تکبر  نژاد پرستی  و خوی  ضد بشری وضد انسانی  و....آنهاست یک مسلمان شیعه دوازده امامی  باید پیرو عقل وقرآن ومنطق نهج البلاغه وصحیفه سجادیه و روایات رسیده از ائمه اطهار (چهارده معصوم (ع) باشد آنچه را بر خود می پسندد بر هموطنان  غیر فارس زبان خود نیز در حرف ودر عمل بپسندد  -این رفتارهای غیر عقلانی  از دوره پهلوی به ارث رسیده  -اساس وحدت ایران تشیع است  ومرزهای سیاسی ایران کنونی  با  شعار شیعیان بر زمین کوبیده شده  -تحقیقا  اگر تشیع توسط شیعیان عمدتا ترک آذربایجانی  (صفویه)  در  شهر تبریز  رسمی اعلام نشده بود  و به کل کشور تعمیم داده نشده بود  مرزهای سیاسی فعلی شکل نمی گرفت  امید  مستضعفان جهان همین انقلاب اسلامیست  و خدا خدا می کنند که به کجروی  دجار نشود  تا آنها نیز آن راتبلیغ نمایند  -پاکسازی زبانی  یکی از بدترین شیوه های پاکسازی قومی در جهان شناخته شده  و وقتی مردمی از تحصیل به زبان مادری خود باز داشته شوند این یعنی پاکسازی زبانی -خداوند  انسانها را در رنگها وزبانها و...مختلف آفریده  و دراین امر حکمتی است مگر منطق قرآن همین نیست-زبانها اصلی بدون شک آفریده الهیست وانسان قادر به ایجاد آن نبوده است


برچسب‌ها: الدوز, مشکین شهر, بسندگی, آموزش
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۸ساعت 21:5  توسط عبدالحسین  |