|
کد خبر 1010674 تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۲ اسامی عربی مناطق فلسطینی که شهرکهای صهیونیستی در آن بنا شده است
یک پژوهشگر فلسطینی به تشریح اسامی عربی فراموششده مناطقی فلسطینی پرداخت که شهرکهای صهیونیستنشینی در آن بنا شده است. به گزارش مشرق، «محمد ابوالریش» از پژوهشگران فلسطینی در زمینه امور آوارگان به تشریح اسامی عربی شهرکهای صهیونیستنشین پرداخت؛ این اسامی کمکم به فراموشی سپرده شده و اکنون نام عبری آنها متداولتر است.
خواست در بیانیههای خود از اسامی عربی این شهرها استفاده کنند تا نسلهای جدید نیز با آنها آشنا شوند و این اسامی به کلی فراموش نشود. اسامی عربی برخی از شهرکهای صهیونیستی بنا به گفته ابوالریش به شرح زیر است: شهرک صهیونیستی «زیکیم»: در سال ۱۹۴۹ بر اراضی روستای «هربیا» در مرزهای شمالی نوار غزه بنا شد، مساحت آن ۲۲ هزار دونم (هر دونم حدود هزار متر) است؛ هربیا در ۱۹۴۸.۱۱.۱ اشغال شد. شهرک «یاد مرخای»: در سال ۱۹۴۳ و قبل از اشغال فلسطین بر اراضی روستای «دیرسنید» در مرزهای شمالی شرقی نوار غزه بنا شد، مساحت آن شش هزار دونم است. شهرک «سدیروت»: در سال ۱۹۵۱ بر اراضی روستای «نجد و هوج» بنا شد. نجد در ۱۴ کیلومتری شمال شرقی غزه با مساحت ۱۳:۵۰۰ دونم قرار داشته و در ۱۹۴۸.۵.۱۳ اشغال شده است. هوج در ۱۵ کیلومتری غزه با مساحت ۲۱.۹۰۰ دونم قرارداشته و در سال ۱۹۴۸.۵.۲۱ اشغال شده است. شهرک یا ایست بازرسی ایزر: در سال ۱۹۴۹ بر اراضی روستای «دمره» بنا شده و در ۱۲ کیلومتری شمال شرق غزه قرار داشته و در سال ۱۹۴۸ اشغال شده است. شهرک «کریات ملاخی»: در سال ۱۹۵۱ بر اراضی روستای «القسطینه» بنا شد، مساحت آن ۱۲ هزار دونم است و در ۳۸ کیلومتری غزه قرار دارد؛ در سال ۱۹۴۸.۷.۹ توسط تیپ «گفعاتی» اشغال شد. شهرک «کریات گات» در سال ۱۹۴۵ بر اراضی روستای «المنشیه» بنا شد، مساحت آن به ۱۷ هزار دونم میرسد، در ۳۲ کیلومتری غزه قرار دارد و در ۱۹۴۸.۳.۱ اشغال شد. شهرک «نتیف هعیتسرا»: در اراضی «بیت لاهیا» بنا شده است؛ بیتلاهیای کنونی آن مساحت پیش از اشغال فلسطین را ندارد زیرا رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ بخشی از آن را اشغال کرد. شهرک «دیمونا»: بر اراضی روستای «کرنب» بنا شده و رآکتور هستهای دیمونا در آن است. شهرک «کیتسعوت»: بر اراضی روستای «عوجا الحفیر» در جنوب غرب «بئر السبع» بنا شده است. شهرک «ریعیم»: بر اراضی «تل جمه» در شرق خانیونس بنا شده است. کیبوتس (دهکده اشتراکی) «حتساریم»: بر اراضی روستای «دیرصوفا» بنا شده است. شهرکهای «نیریم» و «عین الثالثه»: هر دو بر اراضی روستای «الماعین» در شمال شرق خانیونس بنا شدهاند. شهرکهای «کرم ابوسالم»، «اشکول» و «صوفا»: همگی بر اراضی اشغال شده در شرق رفح بنا شدهاند. شهرکهای «نتیفوت» و «اوفاکیم»: بر املاک قبیله بدوی «التیاهه» در صحرای نقب بنا شدهاند. منبع: فارس---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار ---بعد از به قدرت رسیدن رژیم پهلوی درایران از جمله اقدامات آنها تغییر نامهای ترکی جغرافیائی شهرها روستاها و ....به فارسی وجلوگیری از نامگذاری اماکن خیابانها و تاسیسات ومغازه ها و....به زبان ملی(مادری) مردم آذربایجان ترکی آذربایجانی بود متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نه تنها نسبت به طاغوت زدائی از این اسامی جعلی نشد بلکه این سیاست همچنان استمرار یافته -آقایان محترم گناهان کبیره وصغیره در همه جای دنیا از سوی هرکس سر بزند حرام وگناه هست ستم ونژاد پرستی وپاکسازی زبانی و تغییر نامهای جغرافیائی تاریخی امری باطل است تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی هم امری باطل است -اما رطب خورده اینک منع رطب می کند----نقل است که مادری فرزند خود را نزد حضرت علی (ع) اورد و گفت یا امیرالمومنین فرزند من زیاد خرما می خورد ومریض می شود وی را نصیحتی بفرما حضرت فرمود تشریف ببر فردا بیا زن فردا با فرزندش آمد و حضرت به بچه تذکر را لازم را دادند زن متعجب شد و پرسید یا علی (ع) چرا دیروز نفرمودی حضرت فرمود دیروز خودم خرما خورده بودم و پند من بی تاثیر بود برچسبها: خرما, علی, ع, تغییر نام
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۸ساعت 19:28  توسط عبدالحسین
|
اعزام فارسیآموزان مدارس گرجستان به ایران۲۰ آبان ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, ایران, عمومی, گرجستان ۰
برچسبهافارسیآموزان ممتاز مدرسههای گرجستان به کشورمان اعزام شدند.به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تفلیس گرجستان با همکاری بنیاد سعدی، تعداد ۲۲ نفر از فارسیآموزان ممتاز مدرسههای شماره (۱)، (۵۱)، (۵۵) و (۱۹۵) تفلیس گرجستان را به همراه سه نفر از معلمان زبان فارسی این مدرسهها برای شرکت در یک اردوی آموزشی و فرهنگی به کشورمان اعزام کردند. دانشآموزان گرجی زبان فارسی را در مدرسهها از مقطع ابتدایی تا پایان متوسطه به عنوان زبان دوم یاد میگیرند و برای ادامه تحصیل در دانشگاههای گرجستان، رشتههای زبان و ادبیات فارسی و ایرانشناسی را انتخاب میکنند. در این راستا، معلمان و فارسیآموزان مدرسههای گرجستان در آستانه عزیمت به ایران با حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتوگو کردند. مصطفوی با تأکید بر لزوم ارتقای سطح دانش و مهارتهای فارسیآموزان و شناخت ایران گفت: برگزاری اینگونه اردوها تأثیر مهم و اساسی در یادگیری زبان فارسی و شناخت واقعی از پیشرفتها و دستاوردهای انقلاب اسلامی و ایران امروز، برای بازدیدکنندگان از ایران ایجاد خواهد کرد. او در ادامه، مهمترین هدف از برگزاری این اردوها را بهبود و تقویت فراگیری زبان فارسی دانشآموزان و آشنایی هرچه بیشتر فارسیآموزان با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و تشویق آنان به فراگیری زبان فارسی در مدرسهها و دانشگاههای گرجستان بیان کرد. نماینده بنیاد سعدی در تفلیس افزود: شرکت در این اردوها فرصت مناسبی است تا دانشآموزان فراتر از مناسباتی که در کلاس درس و مدرسه با دیگران دارند، با ظرفیتهای آموزشی بنیاد سعدی آشنا شوند و از برنامههای آموزشی، فرهنگی و تفریحی متنوعی که این بنیاد برای فارسیآموزان و معلمان تدارک دیده لذت ببرند. او افزود: در این اردو، دانشآموزان در طول یک هفته علاوه بر گذراندن دوره آموزشی از مراکز علمی، آموزشی، هنری، موزهها و کتابخانهها و جاهای دیدنی تهران به همراه معلمان و استادان ایرانشناس بازدید میکنند. رایزن فرهنگی کشورمان در گرجستان یادآور شد: دانشآموزان در یک برنامه رادیویی و تلویزیونی شرکت خواهند کرد و همچنین معلمان زبان فارسی نیز دوره آموزشی نحوه تدریس کتابهای آموزشی استاندارد بنیاد سعدی را آموزش میبینند.-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-نمی دانم این اگر در مورد یک کشور باشد یک مسئله است ولی اگر در مورد همه کشورها که سفارت داریم باشد خیلی مخارج می رود بالا -امریکا وانگلیس و...که زبانشان (انگلیسی در جهان گسترش یافته مگر از با این روشها بوده؟ در زمان های گذشته که زبان فارسی دوستدارانی در ترکیه کنونی و هندوستان و....داشته وحتی شاعرانی نیز در آن منطق به فارسی اشعاری دارند مگر این روشها بوده و....اگر این کارها نتیجه می داد دیگر کشورها هم اقدام می کردند اگر حتی قسمتی از مردم مستضعف ایران به این خرجهای فانتزی راضی نباشند باور بکنید نتیجه مثبت پیش کش نتیجه منفی هم خواهد داد مگر نشنیدی از قضا سئکنجبین صفراء فزود روغن بادام سردی می نمود-در خود آذربایجان ایران ببینید وقتی در سده های پیشین سیاست پاکسازی زبانی واجبار فارسی آموزی نبود چقدر شاعر بزرگ از خطه ترک ایران به زبان فارسی دیوان و...دارند نظامی قطران صائب خاقانی مولوی فضولی نسیمی و.....و دیوان این بزرگان گاها شانه به شانه دیوان حافظ وسعدی وفردوسی و....می باشد نه از این اشعار زورکی -آقا خداوند مردمان را طوری آفریده ( و نفخت وفیه من روحی...) زور و ستم نتیجه برعکس می دهد تزویر ها نفاقها و تملقها و... کنار بروید و عدالت جایگزین شو برچسبها: تزویر, خاقانی, صائب, مولوی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۸ساعت 18:48  توسط عبدالحسین
|
محمد حسین قابلنژاد سردرودی (ایستهمه ) ۹۷/۲/۱۴مدنیت اوجاغی آذر ۸, ۱۳۹۷ مقالهها یک دیدگاه بنویسید 80 مشاهدهها باطنده زهر خاردی، گولزار ایستهمه اشتراک
< قالماسین بیر زاهدی صددانهسیز دنیادا بیر اؤلکهمیز میخانهسیز بیر نفر انسان عاجز، دردمند آج- سوسوز بیر لوت یتیم کاشانهسیز گئتمهسین الدن اومیدی بیر کسین قالماسین بیر قوش جهاندا دانهسیز هئچ کسین نه اولار ایشی پیرتلاشماسین قالماسین هئچ زلف، یارب شانهسیز هر آنا دوغسون گؤزل قیز هم اوغول هئچ آتانا قالماسین دردانهسیز دنیادا هئچ ائو بؤیوکسوز اولماسین اؤلکه باشسیز، مملکت فرزانهسیز کافر و مؤمن یاشاسین شادمان بتپرستلر قالماسین بتخانهسیز فرقی یوخدور آغ- قارا، آرواد- کیشی هامی بیردیر، خوش یاشا بیگانهسیز آرزو ائیله یوواسیز قالماسین سیره بولبول، قارغا آشیانهسیز خوش باخیب قابلنژاد بو علته قالماییب بیر لحظه ده جانانهسیز محمد حسین قابلنژاد سردرودی ۲۶/۱۲/۱۳۹۶ ام به گام تا تبریز 2018/غار نعیم؛ جواهری فراموش شده در قلب آذربایجان
افراد زیادی با تفکر، فرهنگ، مهارت و استعداد متفاوت در طول زمان بر روی این کره خاکی قدم زدهاند و گاهی آثار و شگفتیهایی خلق کردهاند که بشر امروزی را به تعجب و تحسین وا میدارد. در این میان در آذربایجانشرقی غار دست کند سه طبقه "نعیم" در زیرزمین کشف شده است که با معماری داخلی، راهروها، هواکش، چاهها و اتاقهایش هر بینندهای را مجذوب خود میکند. کاشف غار نعیم در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، منطقه آذربایجانشرقی، در خصوص این غار گفت: غارنعیم یا نعم را در سال 1380 در دامنه کوه سهند در آذربایجانشرقی، حوالی سردرود ما بین خلجان و ورنق کشف کردم. در واقع به محلی که با دست حفر شود نعم گویند و اسم این غار به دلیل دستکند بودن از آن گرفته شدهاست. محمد حسین قابل نژاد سردرودی در خصوص معماری داخلی غار، اظهار کرد: این غار در سه طبقه بوده که در سالن هر طبقه در سمت چپ و راست آن اتاقهایی دو یا سه نفره به اندازه دو در "دو و نیم" متر و به ارتفاع یک و نیم مترساخته شدهاست و به نظر میآید شاید بیشتر از سه طبقه هم باشد. وی با اشاره به طبقه اول این غار، بیان کرد: این طبقه به طول سه و نیم کیلومتر و دارای 200 اتاق در اطراف است که در هر اتاق محلهایی برای استراحت، قراردادن شمع و تأمین روشنایی تعبیه شده است. همچنین رودی به طول 300 متر برای تامین آب آشامیدنی افراد ساکن در غار، ما بین اتاقها در سالن جریان دارد. این طبقه به هواکش بزرگی که اهالی به آن برج میگویند، ختم میشود. وی ادامه داد: ورودی طبقه دوم از راه سقف طبقه اول، بعد از طی 15 متر از ورودی اصلی غار دیده میشود که موقع ورود به این طبقه فرد با سه راهی مواجه میشود که یکی آن را به ورودی برمیگرداند، یکی به مکانی نامشخص که احتمالا چاه است میبرد و دیگری هم فرد را به طبقه دوم میرساند که به طول 200 متر و دارای 20 اتاق است. وی در خصوص طبقه سوم خاطر نشان کرد: به گفته اهالی منطقه از طبقه دوم به سوم مسیر دسترسی وجود دارد که امروزه به دلیل رسوبات مسدود شده است. قابل نژاد با اشاره به اینکه این غار در چهار شاخه ساخته شده است، گفت: بخشی از غار در زیر خانههای شرقی خلجان قرار دارد که اهالی براي نگهداري آذوقه و انباری از آن استفاده میکنند و بخشی در زير روستاي ورنق به طول یک کیلومتر است. بخش ديگر به قسمتی مرطوب در شرق متصل و بخش چهارم به منطقهای بنام ميندوش منتهی میشود. وی خاطر نشان کرد: در طی این 15 سال کارشناسان داخلی و حتی فیلم بردارانی از خارج کشور برای بازدید از غار آمدهاند ولی تا به حال اقدامات جدی برای پاکسازی رسوبات، احیاء و آمادهسازی غار برای بازدید گردشگران انجام نگرفتهاست. یک پژوهشگر در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، منطقه آذربایجانشرقی، در خصوص مشخصات دهانه این غار گفت: دهانه غار به عرض چهار متر و ارتفاع یک و نیم متر است ولی مدخل ورودی 60 در 60 سانتیمتر است که در موقع ورود باید 10 متر سینه خیز راه را طی کرد. پس از طی این مسافت، میدان بزرگی دیده میشود که وسط آن چاهی وجود دارد که با دهانهای به قطر دو متر و به عمق چهار متر به طبقات زیرین دیگر متصل میشود. ابراهیم پورحسین خونیق یاد آور شد: لازم به ذکر است که غار دارای چندین ورودی است که اهالی روستا بسیاری از آنها را مسدود و برایشان درب ساخته و قفل کردهاند. غار از سمت شمالی به خانههای مردم راه دارد که به دلیل حریم خصوصی امکان ورود وجود ندارد و مشخص نیست این غار به کجا منتهی میشود. وی با اشاره به وجود محفظه هوا و نور به طرف بیرون سقف غار یاد آورشد: در هر 50 متر محفظههایی به ارتفاع دو تا پنج متر و قطر نزدیک 70 سانتیمتر برای تهویه هوا و تامین روشنایی ساخته شدهاند و نیز بیرون هر اتاق و راهروها جای پیه سوزها دیده میشود. وی با تاکید بر نگارش کتابی در مورد آثار باستانی که غارها هم فصلی از این کتاب هستند، گفت: این کتاب حاصل 10 سال تحقیق است که پس از انتشار میتواند به بسیاری از سوالات در مورد غار پاسخ دهد. پورحسین خونیق در خصوص سفالهای کشف شده از غار، گفت: سفال ساده نخودی، قرمز و خاکستری رنگ به همراه اشکال مختلف، سفال ساده لعابدار، سفال لعابدار گلدار تزیینی و سفال سوخته از محل کشف شد که احتمال میرود مربوط به صدههای قبل از اسلام تا دوره اسلامی باشد. وی با انتقاد از عدم توجه میراث فرهنگی به این غار، اظهار کرد: متاسفانه نهادها به خصوص میراث فرهنگی آنچنان که میبایست تا حال برای این محل ارزشی قائل نشدهاند؛ به طوری که چندین سال قبل نمونههای کشف شده را به کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجانشرقی به امید بررسی تحویل آنها دادیم ولی تاکنون خبری از نتایج بررسی اعلام نکردهاند. تصاویری از ورودی، سالن و هواکش غار که از آرشیو ابراهیم پورحسین خونیق انتخاب شدهاست:-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار --توضیحی ندارم امروز درسایتی دیدم آشنا شدم خواندم و گفتم بنویسم یاشاسین آذربایجان
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۸ساعت 11:46  توسط عبدالحسین
|
احترام نظامی؛ آذربایجان سر ایران است!اگر در مقابل یاوه گویی ها و تمسخر های چندین ساله تان نظیر حق خوری های فدراسیون، کمیته داوران، کمیته انضباطی و کمیته اخلاق سکوت کرده ایم، اگر به روی عنوان شاهزاده های پارسی چشم بستیم اگر توهین های نژادپرستانتان را نادیده گرفتیم ، در مقایل این یاوه گویی ها عقب نمینشینیم.
آقای ووریا غفوری، اگر این اعتماد به نفس را پیدا کرده ای که با معطل کردن وقت مسافرین هواپیما و با استفاده کردن کلماتی سخیف در کنار مادران و خواهران این مرز و بوم با وقاحت هر چه تمام تر صحبت کنی، اگر این فرصت را پیدا کرده ای که در یک تیم لیگ برتری بازی کنی و در مقابل دوربین با رهبر عزیزمان با گوشه و کنایه صحبت کنی ، به خاطر این است که جوانان ایرانی من جمله جوانان آذربایجان در جایجای مرزهای این کشور شب ها بیدار میمانند، دور از خانواده تشنه و گرسنه و توسط گروه های تروریستی مختلف شهید میشوند! یکی از این گروه های تروریستی ، گروه های کرد سوریه است که نه تنها در سوریه ترکیه و عراق، بلکه در ایران نیز عرض اندام میکنند. در بازی تراکتور و سپاهان چیزی که بیشتر دل هواداران تراکتور را شکست و تلخ تر از باخت تیمشان بود، با کنایه حرف زدن گزارشگر اصفهانی بود! گزارشگر اضفهان در گل های سپاهان به تراکتور به گونه ای خوشحالی میکرد که انگار ضربات چاقو را در اندام دشمن میزند.! طوری با آب و تاب و کنایه از پرچم ۳ رنگ کشورمان سخن میگفت انگار ما قصد خودمختاری در پاوه کردستان را داشتیم! مطالب مرتبط----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----در دوره رضاشاه پهلوی که جمهوری آذربایجانی نبود فرقه دمکراتی نبود تراکتوری نبود حرفی نبود حدیثی نبود آمدند و نام شهرها واماکن و....آذربایجان را از ترکی به فارسی وکردی تغییر دادند و این سیاست اکنون هم مانده وادامه دارد -مرحوم سید جلال آل احمد در بحث مربوط به آذربایجان می نویسد ....حکومت تهران از اوان مشروطیت به آذربایجان مانند یک مستعمره نگاه می کند-مرحوم سید محمد حسین شهریار در اشعار معروف فارسی خود تحت عنوان بیچاره آذربایجان بحثهای جالبی را در مورد ظلم به آذربایجان طرح وافشاء می کند-ترکیه یک کشور سنی مذهب است شاید گروههائی از مردم آذربایجان در بحث با مبارزه با تروریسم کردی پ ک ک با این کشور اظهار همدردی دارند تحقیقا در صد بالای شهیدان خفته در قبرستانهای آذربایجان در جنگ با تروریسم کرد امثال کوموله پژاک پ ک ک علی مریوانی بارازانی و....به شهادت رسیدند و همانگونه که با کشور فلسطین سوریه مصر لبنان در جنگ با اسرائیل غاصب اظهار همدردی می کنند همانطوریکه با حوثی های یمن در جنگ با وهابیون عربستانی اظهار همدری می کنند چرا برخی قصد دارند قضایا را وارونه جلوه دهند و همین امر این سو ء ظن را ایجاد می کند که عوامل پشت پرده پ ک ک و ادامه شونیزم پهلوی و ارامنه اشغالگر این شعارهای غیر مرتبط را در بازیهای تراکتور طرح می کنند تا زمینه را برای تشدید جنگ جمعیتی و پاکسازی زبانی ( نابودی زبان ترکی) بیشتر مهیا نمایند آری آذربایجان سر ایران است لذا با برگردانیدن نام آذربایجان به زنجان و قزوین واردبیل وآستارا ( مانند استان قزوین آذربایجان ایران) نام سر پر افتخار ایران را در نقشه ایران جاودانه کنید و از نظر اقتصادی هم انتظار اینست طوری بیت المال تقسیم شود که مد نظر قرآ ن ونهج البلاغه هست هم فارس هم کرد بلوچ ترک و...به یک اندازه سهم ببرند و پایه های انقلاب اسلامی مستحکمتر خواهد شد برچسبها: احترام نظامی آذربایجان, جنگ جمعیتی, سر زخمی ایران, فرقه دمکرات آذربایجان
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 17:6  توسط عبدالحسین
|
در پی انتشار مطلب تفرقهانگیز در روزنامه اطلاعات؛ تئوریهای پهلوی، سر از روزنامه اطلاعات درآوردند
دورنانیوز: روزنامه اطلاعات در شماره دیروز خود در مطلبی تحت عنوان « تيرهايي كه زبان ملي فارسي را نشان گرفته است» ضمن انکار حقوق قومیتهای غیرفارس برای تحصیل به زبان مادری و یا داشتن شبکه استانی، اعطای «حق تکلم» به زبان مادری توسط دولت ایران را نیز فراتر از تعهدات و قوانین بینالمللی دانسته است. بررسی دورنانیوز: متاسفانه عادت بدی در بین رسانههای و برخی افراد نادان جای افتاده است که وقتی راهی برای مطرح کردن نام خود و یا جلوگیری از اضمحلال خویش نمییابند، دست به توهین به مقامات، سیاسیون و قومیتهای غیرفارسی میزنند تا شاید با واکنش و فحاشیهای مخاطبین فضای مجازی، جایی برای خود بیابند و اگر نهادهای قضایی و امنیتی نیز وارد شود، شاید پناهندگی نیز گرفتند. در سالهای گذشته از این متد بارها استفادههای متعددی شده است که اخیرا نیز با خودآگاهی قومیتهای غیرفارس در ایران، این طایفه بددهن رو به فحاشی، توهین و انکار هویت ائتنیکها روی آوردهاند تا شاید از این طریق نامی برای خود بسازنند، اما با گسترش فضای مجازی از تعطیلی نسبی رونامههای کاغذی، این جراید سیستم «شهرت قبیح» را برای خود برگزیددهآند تا شاید چند صباحی نیز زنده بمانند. پیشتر توهین روزنامههایی مانند ایران، قانون، همشهری، سازندگی را دیدهایم که جوابیه لازم و نه کافی در این خصوص داده شده است اما در آخرین مورد آن، روزنامه اطلاعات در شماره دیروز خود (دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ – شماره ۲۷۴۰۸) در مطلبی تحت عنوان « تیرهایی که زبان ملی فارسی را نشان گرفته است» به قلم فردی ناشناس به نام علی سعیدی، انواع ادعاهای بیاساس، توهینها را منتشر کرده است که خلاف جایگاه این روزنامه انقلابی است. این روزنامه در قسمتی از مطلب خود آورده است: ” درخواستهای بیجا و نسنجیدهای مانند: « راهاندازی فرهنگستان برای مانند نیمزبانها و گویشهامحلی، آ موزش (به) آنها در دانشگاهها و سیستم آموزش و پرورش رسمی سراسری کشور آن هم ا ز محل بودجه عمومی، راه ا ندازی شبکههای صدا و سیمای دولتی به این زبانها، رسمیت دادن اداری سیاسی به آنها بخشی از این پروژه است که متاسفانه برخی از آنها نیز تاکنون اجرایی شدهاند. شماری از کنشگران این « گفتمان » انحرافی، کار را به جایی رساندهاند که از تریبونهای رسمی و نیمه رسمی آشکارا به دشنامگویی به زبان پارسی میپردازند. و خواهان حذف آن به عنوان زبان ملی و رسمی شدهاند! روشن نیست این اشخاص، که عموماً حتی توان سخن گفتن روزمره را نیز ندارند، چگونه به خود اجازه میدهند وارد « معقولات » شوند و درباره مسائلی که کوچکترین تخصصی درباره آ نها ندارند، به «اظهار فضل» بپردازند وناآگاهی ونادانی خود را اینگونه فریاد بزنند؟” نویسنده در ابتدای سخن با توهین و «نیم زبان» دانستن زبان زبانهای غیرفارس کشور، نیت و اندیشه خود را آشکار کرده است و در ادامه ضمن نسنجیده دانستن درخواست حقوق انسانی آموزش زبان مادری، وجود شبکههای استانی از بودجه بیتالمال و رسمیت دادن اداری و سیاسی به زبانهای غیرفارس را نکوهش کرده است و حتی سخنان برخی مدیران و نمایندگان در خصوص زبان مادری راغیرمعقول دانسته است. این فرد کاش قبل از کتابت یادداشت، به خود زحمت داده و فرق زبان رسمی و ملی را میفهمید و سپس وارد «معقولات» میشد، جهت اطلاع باید گفت، وقتی ما از ملت ایران سخن میگوییم یعنی تمام انسانها در چهارچوب جغرافیایی آن با تنوع فرهنگ و نژاد، جزو ملت ایران هستند فلذا لباس، زبان، نژاد و فرهنگ آنان نیز ملی است، به عبارت دیگر زبان تورکی، کردی، لری و … نیز زبانهای ملی کشور هستند ولی زبان فارسی با توجه به رخدادهای تاریخی به عنوان زبان رسمی انتخاب شده است و لاغیر … در غیر اینصورت باید بیش از ۷۰ درصد مردم ایران را غیرایرانی دانست چرا که در چهارچوب ملت ایران تعریف نمیشوند. نگارنده در حالی وجود شبکههای تلویزیونی غیرفارسی را نکوهش میکند که سالهاست قومیتهای غیرفارس ایران از رسانه ملی بیبهره شدهاند و وجود نیمچه شبکههای تلویزیونی و رادیویی استانی تنها پوششی برای این تبعیض بوده است، شبکههایی که خود عاملی برای مرگ زبانهای ملی ائتنیکها شده است، از اینروست که در مردم آذربایجان با شبکه ملی، بیگانه بوده و کانالهای ماهوارهای ترکیه و جمهوری آذربایجان را ترجیح میدهند تا حداقل اخباری و فیلمهایی به زبان مادری خود بشنوند. این فرد با عبارت «این اشخاص، که عموماً حتی توان سخن گفتن روزمره را نیز ندارند» آشکارا به افراد دارای لهجه توهین و آنان را « قادر نبودن به سخن گفتن» متهم کرده است که گویا منظور وی از افراد برخی نمایندگان مجلس دارای لهجه بوده است که این مدیران باید روزنامه اطلاعات را بازخواست نمایند. وی در ادامه با نابجا و بیمعنی دانستن حقوق زبانی ائتنیکهای غیرفارس، آورده است: ” اصرار بر موضوعاتی که نه با قوانین بین المللی سازگاری دارند؛ نه با قانون اساسی کشور؛ نه با خرد و منطق؛ نه با منافع ملی و نه اساسا در بافت پیچیده و در هم تنیده جمعیتی و جغرافیای انسانی کشور ریشه دار و پهناوری مانند ایران اجرایی هستند؛ به راستی چه سودی دارد؟ ” این فرد یا نسبت به قوانین بینالمللی نادان است و یا خود را به نادانی زده است، چرا که طبق ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۹۶مجمع عمومی سازمان ملل متحد مقرر شده است: در کشورهائی که اقلیت های نژادی، مذهبی و یا زبانی وجود دارد، افرادی که متعلق به این اقلیتها هستند را نباید از حق تشکیل اجتماعات با اعضای گروه خود و (نیز) بهره مندی از فرهنگ و اظهار و انجام فرایض مذهبی و یا کاربرد زبان خودشان، محروم نمود. یا در ماده ٣۰ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۲۰نوامبر ۱۹٨۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد آمده است: در کشورهایی که اقلیتهای بومی، مذهبی یا زبانی یا افرادی با منشاء بومی وجود دارند، کودک متعلق به این گونه اقلیتها یا کودکی که بومی است نباید از حق برخورداری از فرهنگ خود، برخورداری از مذهب خود و اعمال آن یا استفاده از زبان خود به همراه سایر اعضای گروهش محروم شود. و یا در منشور زبانی یونسکو آمده است:
در قانون اساسی کشورمان نیز علاوه بر اصل ۱۵ قانون اساسی که آموزش زبان مادری را آزاد دانسته است در اصول ۱۹، ۲۲ و ۲٣ نیز با اشاره به برابری و هرگونه عدم تبعیض اجتماعی و فرهنگی و غیره به نوعی دیگر این حق مسلم بشری را مورد شناسایی قرار داده است؛ قطعا نگارنده انتظار ندارند که منظور قانون از برابری حقوق، برابری دستمزدها باشد! برابری تمام ایرانیان، از نظر حقوق مدنی، انسانی، زبانی و اجتماعی است. نگارنده در ادامه با برشمردن چندین کشور از شکست اعطای حقوق به قومیتها، لزوم ممانعت از « پیاده سازی چنین پروژههای انسانی و بشردوستانه» را مطرح میکند، غافل از اینکه کشورهای مذکور به دلیل انکار هویت خردهفرهنگهای کشور خود به قهقرا رفتهاند نه اعطای حقوق انسانی آنان، وگرنه تجربه کشورهای اروپایی نشان از موفقیت سیاست برابری حقوق قومیتها دارد. این نویسنده در قسمت دیگری از سیاهه خود آورده است: “هیچگاه و در هیچ کجای جهان – از جمله ایران- آموختن زبان مادری نیاز به مجوز گرفتن از دولتها نداشته است. همه انسانها در خانواده خود و در سال های نخست زندگی، زبان مادری را میآموزند و به کار میبرند، اما در هر کشوری برای انجام کارهای بازرگانی، دیوانی، آموزشی و پیوند مردم و همچنین نگهداشت پیوستگی فرهنگی و هویتی کشور در درازای تاریخ، به یک زبان ملی رسمی نیاز است. لازم به ذکر است کسی منکر و مخالف وجود یک زبان رابط به عنوان زبان رسمی مکاتبات نیست، اما وجود زبانی رسمی به مفهوم تبعیض علیه دیگر زبانها و یا فرهنگها نیست و استناد به کارهای بازرگانی و … توجیهی مناسب برای حذف دیگر زبانها نیست چراکه با همین استدلال باید تمام زبانها را به نفع زبانی واحد جهانی برای سهولت در امور تجاری و بازرگانی کشورها، کنار گذاشت! در انتهای سیاهه، نگارنده ادعایی کرده است که حقوق بشر و انسانیت زیر سوال رفته است، این فرد ادعا کرده است: “در هیچ بخشی از قوانین بین المللی و در هیچ کدام از قوانین اساسی کشورهای جهان -از جمله ایران- «حقی» به نام «آموزش (به) زبان مادری» تعریف نشده است؛ و دولتها نیز موظف به انجام آن نشدهاند. سازمان ملل صرفاً از حکومتها خواسته است که «حق تکلم» به زبانهای محلی را رعایت کنند؛ آن هم با این تبصره که در صورت در خطر دیدن یگانگی ملی، امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی، حتی همین «حق تکلم» نیز میتواند محدود شود، ناگفته پیداست که متاسفانه دولتها در ایران، تاکنون بسیار فراتر از تعهدات بین المللی خود در این زمینه عمل کرده اند؛ که بدون شک یکی از انگیزههای زیاده خواهیها و گستاخیهای فزاینده بعضی اشخاص و دسته جات است. ” در خصوص قوانین بینالمللی در خصوص حقوق زبانی قومیتها، پیشتر اشاره شد و نویسنده نیز منبعی برای ادعاهای خود که برخلاف موازین دینی و انسانی است، اشاره نکرده است حال سوال اینجاست آیا این ادعا که دولت میتواند حتی مانع از حرف زدن به زبان مادری شود، تئوریزه کردن اندیشه دیکتاتوری نیست؟ آیا این ادعاها، همان تئوری پهلوی و سخنان افراد ضالهای مانند افشار یزدی، کسروی و فروغی نیست؟ این سخنان چه جایگاهی در روزنامه اطلاعات با مدیریت سید محمود دعایی، یکی از انقلابیون کشور دارد؟ آیا بهتر نیست مدیران متعهد این روزنامه، کنترل بیشتر برای مطالب خروجی خود که بوی تفرقه و باستانگرایی میدهد داشته باشند؟ اگر این سخنان از زبان برخی روزنامههای اصلاحطلب باستانگر و ضدآذربایجان همانند قانون و سازندگی شنیده میشد، جای شک نداشت چرا که مسبوق به سابقه است اما انتشار چنین مضامینی از روزنامهای با مدیریت انقلابیون جای تعجب دارد. ممانعت از تکلم به زبان فارسی و تعیین جریمه برای زبان مادری در مدارس، تئوری آذری و توهین به تورکها، تئوری جدا کردن اجباری کودکان از والدین و اعزام آنان به مناطق فارسزبان، جعل تاریخ و ترویج باستانگرایی موهومی، انکار هویت و … همگی از اقداماتی بودند که در دوره پهلوی برای برای نابودی هویت قومیتهای غیرفارس انجام شد اما نتیجه آن با پایین کشیدن دیکتاتور به پایان رسید و چه بهتر که تفکرات قلیل بازمانده از آن دوران نیز در سایه امت اسلامی دفن گردد وگرنه باید منتظر واگرایی روز به روز در کشور بود. انتظار میرود این مدیران این روزنامه ضمن عذرخواهی از قومیتهای غیرفارس، ضمن جبران ناراحتی به وجود آمده، سریعا جوابیهای درخور جایگاه خود و قومیتها منتشر کنند، چرا که آنچه که عامل وحدت ملت ایران است، ریسمان اسلام میباشد که این روزها وجود چنین وحدت و یکپارچگی بیش از پیش به چشم میآید. نویسنده مقاله بالا : محمد مجنونی-- نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار--مگر تحصیل به زبان مادری-ملی وداشتن شبکه سرتاسری به زبان ترکی و فرهنگستان تضعیف زبان فارسی است این دیگر چه حرفیست اینک که سالهاست در مدارس کشور انگلیسی و عربی تدریس می شود مگر مفهوم آن تضعیف زبان فارسی بوده -تا قبل از حکومت رضاخانی که زور واجباری نبوده و افکار باستانگرائی در این کشور شکل رسمی نگرفته بود فارسی در ترکیه وهند و ماورالنهر رسوخ کرده بود اینک با میلیاردها تومان در خارج کلاس درس آموزش فارسی برای خارجیان تشکیل می دهند به کجا رسیدند -چرا انگلیسیها و فرانسوی ها وروس ها و....پول برای این کارها ندارند -در زمانی که افکار قلدرمابانه یکسان سازی زبانی رضاخانی نبود فردوسی سعدی حافظ مولوی نظامی و.....دها شاعر بزرگ وجهانی به زبان فارسی اشعار ی سرودند وفارسی به قدرت خلاقیت آنها مرزها را در نوردید امروز اما منتخب میلیونها سروده هزاران شاعر حمایتی یک دیوان قابل رقابت با پیش کسوتان سابق ندیدیم - با این تنگ نظریها جز خسران برای فارسی ارمغانی نخواهید داشت -به منطق اسلام عمل کنید آنچه به خود می پسندید به دیگران نیز بپسندید والا سنت خدا مکرو مکروالله والله خیر الماکرین است
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۸ساعت 13:23  توسط عبدالحسین
|
|